stag

[ایالات متحده]/stæg/
[بریتانیا]/stæɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوزن نر
a رقصنده نر بدون شریک زن
a گوزن نر اخته
adj. کاملاً متشکل از مردان
vi. به یک مهمانی بدون شریک زن شرکت کردن.
Word Forms
جمعstags
زمان گذشتهstagged
صفت یا فعل حال استمراریstagging
قسمت سوم فعلstagged
شکل سوم شخص مفردstags

عبارات و ترکیب‌ها

stag party

شب دامادی

stag night

شب دامادی

stag do

شب دامادی

stag weekend

آخر هفته دامادی

hunting stag

شکار گوزن نر

stag horn

شاپرک گوزن

stag beetle

حشره شاخدار

stag antlers

شاپرک‌های گوزن

stag deer

گوزن نر

stag party planner

برنامه‌ریز شب دامادی

جملات نمونه

The stag stood majestically in the clearing.

گوزن با عظمت در کنار درختان ایستاده بود.

The stag's antlers were an impressive sight.

شاخ‌های گوزن منظره‌ای چشمگیر بودند.

Hunting season is when people go after stags.

فصل شکار زمانی است که مردم به دنبال گوزن می‌روند.

The stag bounded gracefully through the forest.

گوزن با ظرافت از میان جنگل عبور کرد.

The stag's powerful presence commanded respect.

حضور قدرتمند گوزن احترام را برانگیخت.

The stag's coat was a rich shade of brown.

پوشش گوزن دارای رنگ قهوه‌ای غنی بود.

The stag's mating call echoed through the woods.

صدای جفت‌گیری گوزن در جنگل طنین‌انداز بود.

The stag led the herd through the meadow.

گوزن گروه را از میان چمنزار عبور داد.

The stag's graceful movements mesmerized onlookers.

حرکات ظریف گوزن تماشاگران را مسحور کرد.

The stag's territory was marked by scent and antler rubbings.

منطقه گوزن با بو و مالش شاخ مشخص شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید