stairs

[ایالات متحده]/stɛəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سری از مراحل برای رفتن از یک سطح به سطح دیگر؛ یک پرواز از پله‌ها
Word Forms
جمعstairs

عبارات و ترکیب‌ها

climb the stairs

بالا رفتن از پله‌ها

take the stairs

استفاده از پله‌ها

flight of stairs

پله

down stairs

پایین پله‌ها

جملات نمونه

he took the stairs two at a time.

او دو طبقه را به صورت پله‌ای بالا رفت.

He raced madly up the stairs.

او به سرعت و دیوانگی از پله ها بالا رفت.

the stairs were carpeted in a lovely shade of red.

پله‌ها با رنگ قرمز دلپذیر پوشیده شده بودند.

the stairs creaked as she went up them.

پله‌ها هنگام بالا رفتن از آن‌ها صدا می‌دادند.

she crept down the stairs to raid the larder.

او به آرامی از پله ها پایین رفت تا انباری را غارت کند.

In front of stairs the burier quite anxious.

جلوی پله‌ها، گورکن کاملاً مضطرب بود.

the stairs made him puff like grampus.

پله‌ها باعث می‌شدند که او مانند یک گرامپوس نفس نفس بزند.

The stairs in the Five-Star hotel ascend in a graceful curve.

پله های هتل پنج ستاره به شکل یک قوس زیبا صعود می کنند.

The elderly woman climbs up the stairs with difficulty.

زن مسن با سختی از پله‌ها بالا می‌رود.

carpet the stairs; snow that carpeted the sidewalks.

پله ها را فرش کنید؛ برف که پیاده روها را فرش کرده بود.

The old lady can mount the stairs only with difficulty.

خانم پیر فقط با سختی می‌تواند از پله‌ها بالا برود.

Steep stairs may leave you giddy and faint.

پله‌های شیب‌دار ممکن است شما را گیج و بی‌حالت کنند.

I charged down the stairs, unheedful of the missing bannister.

من با بی‌احتیاطی از پله‌ها پایین رفتم، بدون توجه به نرده‌های از دست رفته.

She stopped at the top of the stairs to get her breath back.

او برای به دست آوردن نفسی تازه در بالای پله‌ها توقف کرد.

The boy stumbled on the stairs but was able to keep his feet.

پسر در پله‌ها زمین خورد اما توانست تعادل خود را حفظ کند.

Anyone who could climb all these stairs was sound enough in wind and limb.

هر کسی که می‌توانست تمام این پله‌ها را بالا برود، از نظر جسمی و اندام سالم بود.

He slipped on the stairs and put his ankle out.

او در پله‌ها لیز خورد و مچ پایش را در آورد.

نمونه‌های واقعی

Passepartout continually ascended and descended the stairs.

پاسپار تو به طور مداوم از پله ها بالا و پایین می رفت.

منبع: Around the World in Eighty Days

While he ruminated a footstep descended the stairs.

در حالی که او در حال فکر کردن بود، یک قدم از پله ها پایین آمد.

منبع: Returning Home

Her long silk dress rustled as she walked down the stairs.

لباس ابریشمی بلندش در حالی که از پله ها پایین می آمد، صدا می داد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

Visitors will also walk along side the survivor stairs.

بازدیدکنندگان نیز در کنار پله های بازماندگان قدم خواهند زد.

منبع: CNN 10 Student English September 2018 Collection

Do you mind using the stairs over there?

آیا استفاده از آن پله ها را نمی پسندید؟

منبع: Four-Stage Listening Training Camp

I hope you're happy running up and down stairs!

امیدوارم از دویدن بالا و پایین پله ها خوشحال باشید!

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 11

I actually am gonna take the stairs.

من در واقع قصد دارم از پله ها استفاده کنم.

منبع: Modern Family - Season 05

My husband comes home and calls up the stairs.

همسرم به خانه می آید و از پله ها بالا می خواند.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

My hip is better. I can handle the stairs.

سنکم بهتر شده است. من می توانم از پله ها استفاده کنم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

Hey! Why don't you guys try the stairs?

هی! چرا شما هم پله ها را امتحان نمی کنید؟

منبع: Home Alone 2: Lost in New York

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید