stairway

[ایالات متحده]/'steəweɪ/
[بریتانیا]/'stɛr'we/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از مراحل که از یک طبقه به طبقه دیگر می‌رود، معمولاً در داخل یک ساختمان - نردبان.
Word Forms
جمعstairways

جملات نمونه

The stone stairway was covered with lichen.

پله‌های سنگی با سرخک پوشیده شده بودند.

a stairway that goes to the basement.

پله‌هایی که به زیرزمین می‌رسد.

Paintwork on the corner of a stairway tends to get nicked and scratched as people pass by.

رنگ‌آمیزی گوشه پله‌ها معمولاً خراشیده و آسیب می‌بیند زیرا مردم از کنار آن عبور می‌کنند.

She tripped and fell down the stairway.

او زمین خورد و از پله‌ها پایین افتاد.

The stairway was dark and narrow, making it difficult to climb.

پله‌ها تاریک و باریک بود و بالا رفتن از آن را دشوار می‌کرد.

He carefully descended the creaky stairway.

او با احتیاط از پله‌های جیرجیرکننده پایین آمد.

The fire escape stairway provided a safe exit route.

پله‌های خروجی آتش‌نشانی یک مسیر خروج امن ارائه می‌داد.

The old building had a grand marble stairway in the entrance hall.

ساختمان قدیمی دارای یک پله مرمر بزرگ در تالار ورودی بود.

They raced up the stairway to reach the rooftop.

آنها برای رسیدن به پشت بام، با سرعت از پله‌ها بالا رفتند.

The stairway railing was painted in a bright red color.

نرده پله‌ها به رنگ قرمز روشن رنگ شده بود.

She sat on the stairway landing, catching her breath.

او روی سکوی پله‌ها نشست و نفسی تازه کرد.

The children slid down the banister of the stairway for fun.

کودکان برای تفریح از نرده پله‌ها پایین می‌آمدند.

The emergency exit stairway is located at the back of the building.

پله‌های خروجی اضطراری در پشت ساختمان قرار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید