stallion

[ایالات متحده]/'stæljən/
[بریتانیا]/'stæljən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. 种马؛ اسب نر بالغ
Word Forms
جمعstallions

عبارات و ترکیب‌ها

thoroughbred stallion

اسب اصیل

prize-winning stallion

اسب برنده جایزه

جملات نمونه

The powerful stallion galloped across the field.

اسب قدرتمند با سرعت در سراسر زمین تاخت.

The rancher admired the beautiful coat of the black stallion.

رانچر به پوشش زیبای اسب سیاه افتخار می‌کرد.

The majestic stallion neighed loudly to assert his dominance.

اسب اصیل با صدای بلند نعره زد تا برتری خود را نشان دهد.

The Arabian stallion was known for its speed and endurance.

اسب عرب به دلیل سرعت و استقامت خود مشهور بود.

She rode the stallion bareback, feeling the power beneath her.

او بدون زین سوار اسب شد و قدرت زیر خود را احساس کرد.

The stallion pranced around the paddock, showing off his grace and strength.

اسب در محوطه مانور می‌رقصید و ظرافت و قدرت خود را به نمایش می‌گذاشت.

The ranch had a stable full of stallions ready for breeding.

رanch دارای یک اصطبل پر از اسب‌های آماده برای تولید مثل بود.

The wild stallion led the herd across the open plains.

اسب وحشی گروه را در دشت‌های باز هدایت کرد.

The cowboy tamed the unruly stallion with patience and skill.

کاوگ boy با صبر و مهارت اسب سرکش را رام کرد.

The stallion's mane flowed in the wind as he raced towards the finish line.

مانه اسب در باد جریان داشت زیرا به سمت خط پایان می‌تاخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید