gelding

[ایالات متحده]/'geldɪŋ/
[بریتانیا]/'ɡɛldɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسب نر اخته شده
Word Forms
جمعgeldings

جملات نمونه

Foal: Colt, filly or gelding up to one year of age.

پشت‌پا: اسب کوچک، مادیوی جوان، اسب مادیوی یا اسب阉ه‌شده تا سن یک سال.

To lessen the chances of injury to the gelding, I made sure we were in an area where the ground was soft.

برای کاهش احتمال آسیب‌دیدگی به مادیون، مطمئن شدم که در منطقه‌ای هستیم که زمین نرم باشد.

The chestnut gelding trotted gracefully around the arena.

مادیون پالومینی به طور مؤدبانه در اطراف میدان قدم زد.

She enjoys riding her gentle gelding through the countryside.

او از سوارکاری با مادیون ملایم خود در حومه شهر لذت می برد.

The vet recommended gelding the young stallion to prevent aggressive behavior.

پزشک دامپزشکی توصیه کرد که اسب نر جوان را عقیم کنند تا از رفتار تهاجمی جلوگیری شود.

The chestnut gelding won the race by a narrow margin.

مادیون پالومینی با اختلاف اندکی مسابقه را برد.

She purchased a beautiful grey gelding for her daughter to ride.

او یک مادیون خاکستری زیبا برای دخترش خرید.

The trainer worked with the young gelding to improve his jumping technique.

مربی با مادیون جوان کار کرد تا تکنیک پرش او را بهبود بخشد.

The black gelding was known for his calm demeanor and easygoing nature.

مادیون سیاه به خاطر رفتار آرام و طبیعت راحت خود شناخته شده بود.

The rancher decided to geld the colt to focus on breeding the mares.

صاحب مزرعه تصمیم گرفت که برای تمرکز بر پرورش مادیان ها، کره را عقیم کند.

She groomed her dappled grey gelding before the horse show.

او قبل از نمایش اسب، مادیون خاکستری خالدار خود را تمیز کرد.

The young gelding was trained to be a reliable trail horse.

مادیون جوان آموزش دید تا یک اسب پیاده‌روی قابل اعتماد باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید