stander

[ایالات متحده]/ˈstændə/
[بریتانیا]/ˈstændər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شیء عمودی؛ یک قاب؛ یک ستون زغال سنگ؛ باقیمانده چوب بری
Word Forms
جمعstanders

عبارات و ترکیب‌ها

stander by

آماده باش

good stander

افراد خوب

high stander

استاندار برجسته

stander's choice

انتخاب فرد ایستاده

stander's position

موقعیت فرد ایستاده

stander's view

دیدگاه فرد ایستاده

stander's role

نقش فرد ایستاده

stander's rights

حقوق فرد ایستاده

جملات نمونه

the stander was used to support the artwork during the exhibition.

از نگهدارنده برای پشتیبانی از آثار هنری در طول نمایشگاه استفاده شد.

he stood as a stander for his team during the competition.

او به عنوان یک نگهدارنده برای تیمش در طول مسابقه ایستاد.

the stander helped the children reach the higher shelves.

نگهدارنده به کودکان کمک کرد تا به قفسه‌های بالاتر برسند.

as a stander, she always encouraged others to do their best.

به عنوان یک نگهدارنده، او همیشه دیگران را تشویق می‌کرد تا بهترین تلاش خود را انجام دهند.

the stander provided stability during the construction process.

نگهدارنده در طول فرآیند ساخت و ساز پایداری را فراهم کرد.

a good stander can make a big difference in team morale.

یک نگهدارنده خوب می‌تواند تفاوت بزرگی در روحیه تیم ایجاد کند.

the teacher acted as a stander for her students in the competition.

معلم به عنوان یک نگهدارنده برای دانش آموزانش در مسابقه عمل کرد.

the stander was adjustable to fit different sizes of artwork.

نگهدارنده قابل تنظیم بود تا با اندازه‌های مختلف آثار هنری مطابقت داشته باشد.

she was a stander for justice in her community.

او طرفدار عدالت در جامعه خود بود.

the stander was essential for the safety of the workers.

نگهدارنده برای ایمنی کارگران ضروری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید