sterilise

[ایالات متحده]/ˈsterɪlaɪz/
[بریتانیا]/ˈst ɛrəˌlaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. استریل کردن; ضدعفونی کردن; عقیم کردن; بی‌استفاده کردن; بی‌حاصل کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلsterilised
زمان گذشتهsterilised
صفت یا فعل حال استمراریsterilising
شکل سوم شخص مفردsterilises
جمعsterilises

عبارات و ترکیب‌ها

sterilise medical equipment

استریل کردن تجهیزات پزشکی

sterilise surgical instruments

استریل کردن وسایل جراحی

sterilise baby bottles

استریل کردن شیشه‌های شیر

جملات نمونه

A dentist sterilises his instruments.

یک دندانپزشک وسایل خود را استریل می‌کند.

All surgical instruments must be sterilised before use.

همه ابزارهاى جراحى بايد قبل از استفاده ضدعقیم شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید