stimming

[ایالات متحده]/ˈstɪmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstɪmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به انجام رفتارهای خود تحریکی مانند لرزاندن دست، تکان دادن بدن یا صداهای خاص، برای دریافت حسی یا تنظیم عاطفی
n. رفتار خود تحریکی، حرکات یا صداهای تکراری که برای تنظیم حسی استفاده می‌شود، معمولاً با اوتیسم و نوروگذاری مرتبط است

عبارات و ترکیب‌ها

stimming behavior

رفتار اسیم

stimming movement

حرکت اسیم

stimming pattern

الگوی اسیم

stimming habit

عادت اسیم

stimming gesture

نشانه اسیم

stimming tendency

ریشه اسیم

stimming episode

پیشامد اسیم

is stimming

اسیم است

was stimming

اسیم بود

stimming frequently

ارسیم به طور مکرر

جملات نمونه

stimming helps many autistic individuals manage sensory overload.

استیمینگ به بسیاری از افراد خودتکی مدد می‌کند تا افراط حسی را مدیریت کنند.

she was stimming quietly in the corner during the noisy party.

او در حین جشن گرم، به‌طور خاموش در گوشه‌ای استیمینگ می‌کرد.

the teacher recognized his stimming as a self-regulation strategy.

معلم استیمینگ او را به عنوان یک استراتژی تنظیم خودشناسی شناسایی کرد.

stimming behaviors can include hand flapping, rocking, or spinning.

رفتارهای استیمینگ می‌تواند شامل لرزاندن دست، لرزیدن یا چرخیدن باشد.

some people find stimming comforting when facing stressful situations.

بعضی افراد در موقعیت‌های استرس‌زا، استیمینگ را آرام‌بخش می‌یابند.

the clinic specializes in supporting children who engage in frequent stimming.

این کلینیک به دیتی‌هایی که از استیمینگ مکرر استفاده می‌کنند، کمک می‌کند.

he didn't realize he was stimming until someone pointed it out.

او تا زمانی که کسی به او اشاره کرد، متوجه اینکه استیمینگ می‌کند نمی‌شد.

stimming often increases when the environment becomes overwhelming.

استیمینگ زمانی که محیط به‌طور چشمگیری پر از فشار می‌شود، افزایش می‌یابد.

parents learn to distinguish between happy stimming and distressed stimming.

والدین یاد می‌گیرند تفاوت بین استیمینگ خوشحال و استیمینگ ناراحت را تشخیص دهند.

occupational therapy can help manage excessive stimming that interferes with daily activities.

درمان اشغالی می‌تواند به مدیریت استیمینگ بیش از حد که با فعالیت‌های روزمره در تعارض است، کمک کند.

the new policy allows students to stim freely in the classroom.

سیاست جدید به دانش‌آموزان اجازه می‌دهد که در کلاس به‌طور آزاد استیمینگ کنند.

stimming provides sensory input that helps maintain emotional balance.

استیمینگ ورود حسی را فراهم می‌کند که به حفظ تعادل عاطفی کمک می‌کند.

doctors sometimes recommend alternative coping strategies to reduce stimming in class.

دکتران گاهی راهکارهای مقابله‌ای جایگزین را توصیه می‌کنند تا استیمینگ در کلاس کاهش یابد.

the sensory room provides a safe space for stimming without judgment.

اتاق حسی یک فضای امن برای استیمینگ بدون قضاوت فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید