stipulates

[ایالات متحده]/ˈstɪpjʊleɪts/
[بریتانیا]/ˈstɪpjʊleɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مفاد یا الزامات ذکر شده در یک سند
v. مشخص کردن یا درخواست کردن به عنوان یک شرط

عبارات و ترکیب‌ها

contract stipulates

قرارداد تعیین می‌کند

law stipulates

قانون تعیین می‌کند

policy stipulates

سیاست تعیین می‌کند

agreement stipulates

توافق تعیین می‌کند

document stipulates

سند تعیین می‌کند

regulation stipulates

مقررات تعیین می‌کند

clause stipulates

بند تعیین می‌کند

rule stipulates

قاعده تعیین می‌کند

جملات نمونه

the contract stipulates the payment terms.

قرارداد شرایط پرداخت را تعیین می‌کند.

the law stipulates that all citizens must vote.

قانون مقرر می‌کند که همه شهروندان باید رای دهند.

the policy stipulates a minimum age for applicants.

سیاست حداقل سن برای متقاضیان را تعیین می‌کند.

the agreement stipulates the responsibilities of each party.

توافق نامه مسئولیت‌های هر یک از طرفین را تعیین می‌کند.

the regulations stipulate safety standards for the industry.

مقررات استانداردهای ایمنی برای صنعت را تعیین می‌کند.

the document stipulates the duration of the lease.

سند مدت اجاره را تعیین می‌کند.

the guidelines stipulate how to handle complaints.

دستورالعمل‌ها نحوه رسیدگی به شکایات را تعیین می‌کنند.

the contract stipulates that changes must be approved.

قرارداد مقرر می‌کند که تغییرات باید تایید شود.

the statute stipulates penalties for violations.

قانون مجازات برای تخلفات را تعیین می‌کند.

the terms and conditions stipulate user responsibilities.

شرایط و ضوابط مسئولیت‌های کاربر را تعیین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید