| جمع | stoics |
stoic attitude
نگاه ایثارگرانه
stoic acceptance
پذیرش ایثارگرانه
stoic philosophy
فلسفه ایثارگرایی
She remained stoic in the face of adversity.
او در برابر سختی ها مصمم و آرام ماند.
The soldier showed a stoic attitude during the difficult mission.
سرباز در طول ماموریت دشوار، رفتاری مصمم از خود نشان داد.
He faced the criticism with a stoic silence.
او انتقادها را با سکوتی مصمم پاسخ داد.
The stoic expression on her face revealed nothing of her inner turmoil.
عبارت مصمم روی چهره او هیچ چیز از آشفتگی درونی او نشان نداد.
Despite the pain, he remained stoic and didn't utter a word.
با وجود درد، او مصمم ماند و حتی یک کلمه هم نگفت.
The stoic philosophy emphasizes self-control and resilience.
فلسفه مصنعه بر خودکنترشی و تاب آوری تاکید می کند.
She admired his stoic demeanor in the midst of chaos.
او متوجه رفتار مصمم او در میان هرج و مرج شد.
His stoic acceptance of the situation impressed everyone around him.
پذیرش مصمم او از وضعیت، همه اطرافیان را تحت تاثیر قرار داد.
The stoic old man faced his illness with grace and dignity.
آن مرد پیر مصمم، بیماری خود را با وقار و گرامیداشت مواجه کرد.
She tried to adopt a more stoic approach to dealing with setbacks.
او سعی کرد رویکرد مصممانه تری برای مقابله با پسرفت ها اتخاذ کند.
stoic attitude
نگاه ایثارگرانه
stoic acceptance
پذیرش ایثارگرانه
stoic philosophy
فلسفه ایثارگرایی
She remained stoic in the face of adversity.
او در برابر سختی ها مصمم و آرام ماند.
The soldier showed a stoic attitude during the difficult mission.
سرباز در طول ماموریت دشوار، رفتاری مصمم از خود نشان داد.
He faced the criticism with a stoic silence.
او انتقادها را با سکوتی مصمم پاسخ داد.
The stoic expression on her face revealed nothing of her inner turmoil.
عبارت مصمم روی چهره او هیچ چیز از آشفتگی درونی او نشان نداد.
Despite the pain, he remained stoic and didn't utter a word.
با وجود درد، او مصمم ماند و حتی یک کلمه هم نگفت.
The stoic philosophy emphasizes self-control and resilience.
فلسفه مصنعه بر خودکنترشی و تاب آوری تاکید می کند.
She admired his stoic demeanor in the midst of chaos.
او متوجه رفتار مصمم او در میان هرج و مرج شد.
His stoic acceptance of the situation impressed everyone around him.
پذیرش مصمم او از وضعیت، همه اطرافیان را تحت تاثیر قرار داد.
The stoic old man faced his illness with grace and dignity.
آن مرد پیر مصمم، بیماری خود را با وقار و گرامیداشت مواجه کرد.
She tried to adopt a more stoic approach to dealing with setbacks.
او سعی کرد رویکرد مصممانه تری برای مقابله با پسرفت ها اتخاذ کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید