stoutest

[ایالات متحده]/[ˈstaʊtɪst]/
[بریتانیا]/[ˈstaʊtɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به‌طور مطلق پایدارتر یا محکم‌تر؛ به‌طور مطلق شجاعانه‌تر یا بسیج‌تر؛ به‌طور مطلق قطعی‌تر یا مصمم‌تر.

عبارات و ترکیب‌ها

stoutest defender

تقویم‌ترین دفاع‌کننده

stoutest heart

تقویم‌ترین قلب

being stoutest

بودن تقویم‌ترین

stoutest fellow

تقویم‌ترین هم‌تیمی

stoutest support

تقویم‌ترین پشتیبان

showed stoutness

ثابت کردن تقویم‌بودن

stoutest stance

تقویم‌ترین ایستادگی

stoutest advocate

تقویم‌ترین دفاع‌کننده

stoutest resolve

تقویم‌ترین تصمیم

proving stoutness

ثابت کردن تقویم‌بودن

جملات نمونه

the stoutest defender on the team made a crucial block.

قدیمی‌ترین دفاع‌کننده تیم یک مهارهای حیاتی انجام داد.

she was known as the stoutest advocate for environmental protection.

او به عنوان ترین مدافع حفظ محیط زیست شناخته می‌شد.

despite the challenges, he remained the stoutest supporter of the project.

در برابر چالش‌ها، او باقی ماند ترین حامی پروژه.

the stoutest oak in the forest provided welcome shade.

درخت گردوی تر در جنگل سایه‌ای لذت‌بخش فراهم کرد.

he presented the stoutest case for the proposed legislation.

او قوی‌ترین دلیل را برای قانون‌گذاری پیشنهادی ارائه کرد.

the stoutest climber reached the summit first.

بالاترین کوهنورد اولین کسی بود که قله را به دست آورد.

she is the stoutest believer in the power of education.

او ترین باورمند به قدرت آموزش است.

he was the stoutest opponent of the new policy.

او ترین مخالف سیاست جدید بود.

the stoutest sailor weathered the storm with skill.

کشتی‌گر تر با مهارت باران را تجربه کرد.

they chose the stoutest wood for the table legs.

آن‌ها بهترین چوب را برای پای میز انتخاب کردند.

he proved to be the stoutest competitor in the race.

او ثابت کرد که قوی‌ترین رقیب در رقابت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید