strikeout

[ایالات متحده]/ˈstraɪkaʊt/
[بریتانیا]/ˈstraɪkaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مورد از عدم موفقیت یک بازیکن در زدن توپ سه بار در بیسبال؛ عدم دستیابی به نتیجه مطلوب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

strikeout pitch

ضربه حذف

strikeout record

رکورد حذف

strikeout leader

پیشرو در حذف

strikeout rate

نرخ حذف

strikeout artist

هنرمند حذف

strikeout king

پادشاه حذف

strikeout total

مجموع حذف

strikeout game

بازی حذف

strikeout season

فصل حذف

strikeout statistic

آمار حذف

جملات نمونه

the player was disappointed after the strikeout.

بازیکن پس از اخراج ناامید بود.

her strikeout rate is higher than average.

نرخ اخراج او بالاتر از حد متوسط ​​است.

the coach reviewed the strikeout statistics.

مربی آمار اخراج را بررسی کرد.

after the strikeout, he took a deep breath.

پس از اخراج، او یک نفس عمیق کشید.

they celebrated the strikeout as a team victory.

آنها اخراج را به عنوان پیروزی تیمی جشن گرفتند.

strikeouts can change the momentum of the game.

اخراج‌ها می‌توانند روند بازی را تغییر دهند.

his strikeout pitch was particularly effective.

حرکت اخراج او به طور خاص موثر بود.

she was frustrated by her recent strikeouts.

او از اخراج‌های اخیر خود ناامید بود.

the umpire called the strikeout without hesitation.

داور بدون معطلی اخراج را اعلام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید