stronghold

[ایالات متحده]/ˈstrɒŋhəʊld/
[بریتانیا]/ˈstrɔːŋhoʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دژ؛ قلعه؛ مکانی که به شدت در یک علت خاص حمایت می‌شود؛ ستاد
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

military stronghold

قلعه نظامی

secure stronghold

قلعه امن

rebel stronghold

قلعه شورشیان

political stronghold

قلعه سیاسی

جملات نمونه

their mountain strongholds fell to enemy attack.

قلعه‌های کوهستانی آن‌ها در برابر حمله دشمن سقوط کردند.

one of the last strongholds of an age-old tradition.

یکی از آخرین پایگاه‌های یک سنت باستانی.

The enemy strongholds fell one after another.

پایگاه‌های دشمن یکی پس از دیگری سقوط کردند.

an expedition against the enemy stronghold; a scientific expedition to the South Pole.

یک экспедисия علیه قلعه دشمن؛ یک экспедисия علمی به قطب جنوب.

We immediately barraged the enemy stronghold with a torrent of rifle fire.

ما بلافاصله سنگر دشمن را با سیل آتش مسلسل بمباران کردیم.

If your Alliance, go see Innkeeper Biribi in Allerian Stronghold (Terokkar Forest) and buy Recipe: Spicy Crawdad.

اگر عضو اتحاد هستید، به دیدن سرپرست مهمانخانه بیربیبی در قلعه آلریین (جنگل ترُکار) بروید و دستور تهیه غذای تند خرچنگ را بخرید.

Two Paths of Advancement - Battle pirates or dive deep neneath the sea to Katta Castrum, the lost stronghold of the Combine Empire.

دو مسیر پیشرفت - مبارزه با دزدان دریایی یا غواصی عمیق در زیر دریا به سمت کاستا کاستروم، قلعه گمشده امپراتوری ترکیبی.

Insolvent tenants openly defied the collector of the waterrate from their ten-roomed strongholds, and existed for weeks without any visible means of procuring that necessary fluid.

مستاجران ورشکسته آشکارا با جمع‌آوری‌کننده نرخ آب از قلعه‌های ده اتاقی خود مخالفت کردند و برای هفته‌ها بدون هیچ وسیله قابل مشاهده برای تهیه آن مایع ضروری وجود داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید