bastion

[ایالات متحده]/ˈbæstiən/
[بریتانیا]/ˈbæstʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. 棱堡؛ قلعه
Word Forms
جمعbastions

عبارات و ترکیب‌ها

last bastion

آخرین سنگر

strong bastion

سنگر مستحکم

جملات نمونه

The old castle stood as a bastion of history in the small town.

قلعه‌ی قدیمی به عنوان سنگری از تاریخ در شهر کوچک ایستاده بود.

The organization viewed education as a bastion against ignorance.

سازمان آموزش را به عنوان سپری در برابر جهل می‌دید.

The company is seen as a bastion of innovation in the tech industry.

این شرکت به عنوان سنگری از نوآوری در صنعت فناوری شناخته می‌شود.

The fortress served as a bastion of defense against enemy attacks.

قلعه به عنوان سنگری برای دفاع در برابر حملات دشمن خدمت می‌کرد.

In times of crisis, family can be a bastion of support.

در زمان بحران، خانواده می‌تواند سنگری از حمایت باشد.

The artist's studio was a bastion of creativity and inspiration.

اتاق کار هنرمند به عنوان سنگری از خلاقیت و الهام بود.

The library is a bastion of knowledge and learning for the community.

کتابخانه به عنوان سنگری از دانش و یادگیری برای جامعه است.

The team captain was a bastion of leadership on and off the field.

سرمربی تیم به عنوان سنگری از رهبری هم در زمین و هم خارج از زمین بود.

The ancient ruins serve as a bastion of the past civilization.

آثار باستانی به عنوان سنگری از تمدن گذشته عمل می‌کنند.

The mountain range acted as a natural bastion against invading armies.

منطقه کوهستانی به عنوان یک سنگر طبیعی در برابر ارتش‌های مهاجم عمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید