stuffs

[ایالات متحده]/stʌfs/
[بریتانیا]/stʌfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از stuff; برای بسته بندی یا پر کردن چیزی; برای پر کردن به ظرفیت; سوم شخص مفرد از stuff; برای بسته بندی در; برای پر کردن; برای پرخوری

عبارات و ترکیب‌ها

all the stuffs

همه چیزها

some random stuffs

چندین چیز تصادفی

cool stuffs here

چیزهای خنک اینجا

my favorite stuffs

چیزهای مورد علاقه من

extra stuffs needed

چیزهای اضافی مورد نیاز

new stuffs coming

چیزهای جدید در حال آمدن

old stuffs stored

چیزهای قدیمی ذخیره شده

various stuffs available

چیزهای مختلف در دسترس

useful stuffs found

چیزهای مفید پیدا شده

random stuffs collected

چیزهای تصادفی جمع آوری شده

جملات نمونه

she packed all her stuffs into the suitcase.

او همه وسایلش را در چمدان گذاشت.

we need to organize our stuffs before the move.

ما باید وسایل خود را قبل از نقل مکان مرتب کنیم.

he collects interesting stuffs from different countries.

او وسایل جالب را از کشورهای مختلف جمع آوری می کند.

make sure to bring all your stuffs to the picnic.

مطمئن شوید همه وسایل خود را به پیک نیک بیاورید.

they sell all kinds of stuffs at the flea market.

آنها همه نوع وسایل را در بازار دست دوم می فروشند.

i have some old stuffs that i want to donate.

من وسایل قدیمی دارم که می خواهم اهدا کنم.

can you help me carry these stuffs?

می توانید به من در حمل این وسایل کمک کنید؟

she loves to create art from random stuffs.

او عاشق خلق هنر از وسایل تصادفی است.

we found some interesting stuffs in the attic.

ما وسایل جالب را در زیر شیروانی پیدا کردیم.

he always forgets where he puts his stuffs.

او همیشه فراموش می کند وسایلش را کجا گذاشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید