subarctic

[ایالات متحده]/ˌsʌbˈɑːktɪk/
[بریتانیا]/ˌsʌbˈɑrk.tɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به نواحی بلافاصله جنوبی دایره قطبی؛ مربوط به منطقه زیر قطب

عبارات و ترکیب‌ها

subarctic climate

آب و هوای ساب‌آرکتیک

subarctic region

منطقه ساب‌آرکتیک

subarctic vegetation

گیاهان ساب‌آرکتیک

subarctic wildlife

جانوران ساب‌آرکتیک

subarctic tundra

تundra ساب‌آرکتیک

subarctic landscape

مناظر ساب‌آرکتیک

subarctic temperatures

دمای ساب‌آرکتیک

subarctic ecosystems

زیست‌بوم‌های ساب‌آرکتیک

subarctic habitats

زیستگاه‌های ساب‌آرکتیک

subarctic fauna

جانوران ساب‌آرکتیک

جملات نمونه

the subarctic climate is characterized by long, cold winters.

آب و هوای زیرآرکتیکی با زمستان‌های طولانی و سرد مشخص می‌شود.

many animals adapt to the subarctic environment.

بسیاری از حیوانات خود را با محیط زیرآرکتیکی تطبیق می‌دهند.

the subarctic region experiences extreme temperature variations.

منطقه زیرآرکتیکی دچار تغییرات شدید دما می‌شود.

subarctic forests are home to diverse wildlife.

جنگل‌های زیرآرکتیکی زیستگاه حیات وحش متنوعی هستند.

researchers study the effects of climate change in subarctic areas.

محققان اثرات تغییرات آب و هوایی را در مناطق زیرآرکتیکی مطالعه می‌کنند.

subarctic regions are often sparsely populated.

مناطق زیرآرکتیکی اغلب کم جمعیت هستند.

the subarctic tundra is known for its unique ecosystems.

تundra زیرآرکتیکی به دلیل اکوسیستم‌های منحصر به فردش شناخته شده است.

fishing is a common activity in subarctic waters.

ماهیگیری یک فعالیت رایج در آب‌های زیرآرکتیکی است.

subarctic winters can be harsh and unforgiving.

زمستان‌های زیرآرکتیکی می‌توانند سخت و بی‌رحم باشند.

tourism in subarctic regions is growing due to their natural beauty.

به دلیل زیبایی طبیعی، گردشگری در مناطق زیرآرکتیکی در حال رشد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید