subcategories

[ایالات متحده]/[sʌbˈkætɪɡriz]/
[بریتانیا]/[sʌbˈkætɪɡriz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آیتم‌ها یا موضوعاتی که زیرشاخه‌های یک دسته هستند؛ عمل تقسیم دسته‌ها به زیردسته‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

subcategories of products

زیردسته‌های محصولات

defining subcategories

تعریف زیردسته‌ها

reviewing subcategories

بررسی زیردسته‌ها

analyzing subcategories

تحلیل زیردسته‌ها

creating subcategories

ایجاد زیردسته‌ها

managing subcategories

مدیریت زیردسته‌ها

identifying subcategories

شناسایی زیردسته‌ها

new subcategories

زیردسته‌های جدید

various subcategories

زیردسته‌های مختلف

detailed subcategories

زیردسته‌های جزئیاتی

جملات نمونه

our product line includes several subcategories, such as premium and standard options.

محصولات ما شامل چند زیردسته است، مانند گزینه‌های پیشرفته و استاندارد.

we analyzed sales data across all subcategories to identify trends.

ما داده‌های فروش را در تمام زیردسته‌ها تحلیل کردیم تا روند‌ها را شناسایی کنیم.

the marketing team focused on promoting key subcategories during the campaign.

تیم بازاریابی در حین کمپین روی ترویج زیردسته‌های کلیدی تمرکز کرد.

within the clothing category, we have subcategories for men, women, and children.

در دسته لباس، ما زیردسته‌هایی برای مردان، زنان و کودکان داریم.

the report detailed performance within each subcategory of the software suite.

گزارش عملکرد در هر زیردسته از مجموعه نرم‌افزاری را جزئیات‌آور کرد.

we use subcategories to organize our inventory and make it easier to find products.

ما از زیردسته‌ها برای سازمان‌دهی موجودی خود و سهولت در یافتن محصولات استفاده می‌کنیم.

the research project examined consumer preferences within specific subcategories of food.

پروژه تحقیقاتی ترجیحات مصرف‌کنندگان در زیردسته‌های خاص غذا را بررسی کرد.

understanding these subcategories is crucial for effective market segmentation.

فهم این زیردسته‌ها برای تجزیه و تحلیل بازار مؤثر ضروری است.

the website allows users to filter products by category and subcategories.

وب‌سایت به کاربران امکان فیلتر کردن محصولات بر اساس دسته و زیردسته‌ها را می‌دهد.

we are expanding into new subcategories to broaden our customer base.

ما به زیردسته‌های جدید گسترش می‌یابیم تا پایه مشتریانمان را گسترش دهیم.

the financial model included projections for each subcategory's revenue.

مدل مالی پیش‌بینی‌هایی را برای درآمد هر زیردسته شامل می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید