hierarchy

[ایالات متحده]/ˈhaɪərɑːki/
[بریتانیا]/ˈhaɪərɑːrki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیستم رتبه‌بندی، گروه حاکم، رهبری.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

organizational hierarchy

ساختار سازمانی

social hierarchy

ساختار اجتماعی

power hierarchy

ساختار قدرت

hierarchy of needs

سلسله مراتب نیازها

class hierarchy

ساختار طبقاتی

hierarchy system

سیستم سلسله مراتبی

inheritance hierarchy

سلسله نسبی

knowledge hierarchy

سلسله مراتب دانش

object hierarchy

ساختار اشیاء

feudal hierarchy

ساختار سلسله مراتبی فئودالی

جملات نمونه

a hierarchy of moral values

یک سلسله مراتب از ارزش‌های اخلاقی

There is a rigid hierarchy of power in that country.

در آن کشور یک سلسله مراتب قدرت سختگیرانه وجود دارد.

put honesty first in her hierarchy of values.

صداقت را در اولویت سلسله مراتب ارزش‌های خود قرار دهید.

In general the goal will only be attained after investigation of a hierarchy of subgoals.

به طور کلی، هدف تنها پس از بررسی سلسله مراتبی از اهداف فرعی حاصل خواهد شد.

In a subsumption or web hierarchy, information and authority travel from the bottom up, and from side to side.

در یک سلسله مراتب خلاصه یا شبکه، اطلاعات و اقتدار از پایین به بالا و از یک طرف به طرف دیگر جریان می یابد.

a taxonomic hierarchy of phyla, classes, orders, families, genera, and species.

یک سلسله مراتب طبقه بندی از شاخه ها، کلاس ها، مرتبه ها، خانواده ها، جنس ها و گونه ها.

As its application, a multi-component system similar to the BPT hierarchy is obtained.

به عنوان کاربرد آن، یک سیستم چند مولفه ای مشابه سلسله مراتب BPT به دست می آید.

Third, the printing of color that's multiplicable prints deposit so that prints a richer hierarchy also raised a sense of Visual effects.

سوم، چاپ رنگی که قابل ضرب است، رسوب می گذارد تا چاپ یک سلسله مراتب غنی تر نیز حسی از جلوه های بصری ایجاد کند.

Basing on the field perambulation and information collection, 107 typical mines in Liaoning Province were evaluated with Analytic Hierarchy Process.

بر اساس پیمایش میدانی و جمع آوری اطلاعات، 107 معدن معمولی در استان لياونينگ با استفاده از فرآیند سلسله مراتبی تحلیلی ارزیابی شد.

In the historical nazi system, the bottom of the race hierarchy was held by the jews, the gypsies, and the alleged mental defectives.

در سیستم نازی تاریخی، پایین ترین رده سلسله مراتب نژادی توسط یهودیان، کولی ها و معلولان ذهنی ادعا شده بود.

This is a hierarchy of unequal diads and triads, extended by analogy to larger scales, from father-son to emperor-subject, and a lot in between.

این یک سلسله مراتب از دوتایی‌ها و سه‌تایی‌های نابرابر است که با قیاس به مقیاس‌های بزرگتر گسترش می‌یابد، از پدر-پسر تا امپراتور-موضوع و موارد دیگر.

in each region there was a complex hierarchy of castes strictly forbidden to intermarry and interdine, controlled and regulated by secular powers who acted on the advice of the court Brahmans.

در هر منطقه سلسله مراتبی پیچیده از کاست وجود داشت که به شدت از ازدواج و غذا خوردن با یکدیگر ممنوع بود و توسط قدرت های دنیوی کنترل و تنظیم می شد که بر اساس توصیه برهمن های دربار عمل می کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید