subdividing

[ایالات متحده]/[sʌbˈdaɪdɪŋ]/
[بریتانیا]/[sʌbˈdaɪdɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذاره‌ی حال از subdivide) به قسمت‌های کوچک‌تر یا بخش‌هایی تقسیم کردن؛ یک منطقه را به واحدهای اداری کوچک‌تر تقسیم کردن؛ یک ناحیه بزرگ زمین را به قطعات کوچک‌تر برای توسعه یا فروش تقسیم کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

subdividing land

تقسیم زمین

subdividing property

تقسیم املاک

subdividing areas

تقسیم مناطق

subdividing into

تقسیم به

subdivided sections

بخش‌های تقسیم شده

subdividing the area

تقسیم منطقه

subdividing further

تقسیم بیشتر

subdividing the project

تقسیم پروژه

subdividing the city

تقسیم شهر

subdividing resources

تقسیم منابع

جملات نمونه

the city planner proposed subdividing the large park into smaller, themed areas.

طرح‌ریز شهر پیشنهاد کرد که پارک بزرگ را به مناطق کوچک‌تر و با موضوعات مختلف تقسیم کنند.

subdividing the property allows for the construction of multiple smaller homes.

تقسیم املاک به امکان ساخت چند خانه کوچک‌تر می‌گذارد.

we are subdividing the marketing budget across different platforms.

ما بودجه بازاریابی را در طول پلتفرم‌های مختلف تقسیم می‌کنیم.

the land was subdivided into several lots for residential development.

زمین به چند قطعه برای توسعه مسکونی تقسیم شد.

subdividing the task into smaller steps makes it more manageable.

تقسیم وظیفه به مراحل کوچک‌تر آن را قابل کنترل‌تر می‌کند.

the county is subdividing into smaller municipalities to improve local governance.

شهرستان به شهرداری‌های کوچک‌تر تقسیم می‌شود تا حکومت محلی را بهبود بخشد.

subdividing the data by region helped us identify key trends.

تقسیم داده‌ها بر اساس منطقه به ما کمک کرد تا روندهای کلیدی را شناسایی کنیم.

the forest was subdivided into manageable sections for controlled burns.

جنگل به بخش‌های قابل کنترل تقسیم شد تا از آتش‌سوزی کنترل‌شده استفاده شود.

subdividing the customer base allows for targeted marketing campaigns.

تقسیم پایه مشتریان به کمپین‌های بازاریابی هدفمند اجازه می‌دهد.

the research team is subdividing the data set for more detailed analysis.

تیم تحقیق داده‌ها را برای تحلیل دقیق‌تر تقسیم می‌کند.

subdividing the project timeline into milestones ensures progress tracking.

تقسیم زمان‌بندی پروژه به اهداف کلیدی پیگیری پیشرفت را تضمین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید