subluxation

[ایالات متحده]/ˌsʌblʌkˈseɪʃən/
[بریتانیا]/ˌsʌblʌkˈseɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناپایداری جزئی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

subluxation treatment

درمان جابجایی جزئی

subluxation symptoms

علائم جابجایی جزئی

subluxation assessment

ارزیابی جابجایی جزئی

subluxation correction

اصلاح جابجایی جزئی

subluxation diagnosis

تشخیص جابجایی جزئی

subluxation management

مدیریت جابجایی جزئی

subluxation relief

تسکین جابجایی جزئی

subluxation therapy

درمان جابجایی جزئی

subluxation prevention

جلوگیری از جابجایی جزئی

subluxation causes

علت های جابجایی جزئی

جملات نمونه

the doctor diagnosed him with a subluxation in his spine.

پزشک او را به وجود یک بی‌حالی در ستون فقراتش تشخیص داد.

chiropractors often treat patients with subluxation issues.

متخصصین طب سوزنی اغلب بیماران مبتلا به مشکلات بی‌حالی را درمان می‌کنند.

she felt relief after the subluxation was adjusted.

او پس از تنظیم بی‌حالی احساس راحتی کرد.

regular check-ups can help prevent subluxation.

معاینات منظم می‌تواند به پیشگیری از بی‌حالی کمک کند.

he experienced pain due to a subluxation in his shoulder.

او به دلیل وجود یک بی‌حالی در شانه‌اش درد را تجربه کرد.

understanding subluxation is important for physical therapists.

درک بی‌حالی برای فیزیوتراپ‌ها مهم است.

she underwent treatment for a cervical subluxation.

او تحت درمان برای بی‌حالی گردنی قرار گرفت.

he was advised to avoid heavy lifting to prevent subluxation.

به او توصیه شد تا از بلند کردن اجسام سنگین برای جلوگیری از بی‌حالی خودداری کند.

symptoms of subluxation can vary from mild to severe.

علائم بی‌حالی می‌تواند از خفیف تا شدید متفاوت باشد.

she learned exercises to strengthen her muscles and prevent subluxation.

او تمریناتی را برای تقویت عضلات و پیشگیری از بی‌حالی یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید