submergence

[ایالات متحده]/səb'mə:dʒəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غوطه‌وری، inundation، submersion، submergence
Word Forms

جملات نمونه

The submarine began its submergence into the depths of the ocean.

زیردریایی شروع به غوطه‌ور شدن در اعماق اقیانوس کرد.

The submergence of the city was caused by heavy rainfall.

غوطه‌ور شدن شهر ناشی از باران شدید بود.

He experienced a feeling of submergence as he dove into the pool.

او در هنگام شیرجه زدن به استخر، احساس غوطه‌ور شدن کرد.

The submergence of the ancient ruins was a result of the rising water levels.

غوطه‌ور شدن بقایای باستانی نتیجه افزایش سطح آب بود.

The submergence of the boat was sudden and unexpected.

غوطه‌ور شدن قایق ناگهانی و غیرمنتظره بود.

The submergence of the bridge was due to the flooding of the river.

غوطه‌ور شدن پل به دلیل سیلاب رودخانه بود.

The submergence of the car in the river was a frightening experience for the driver.

غوطه‌ور شدن ماشین در رودخانه، تجربه ترسناکی برای راننده بود.

The submergence of the town in water led to widespread destruction.

غوطه‌ور شدن شهر در آب منجر به تخریب گسترده شد.

The submergence of the aircraft in the ocean was a tragic event.

غوطه‌ور شدن هواپیما در اقیانوس یک حادثه غم‌انگیز بود.

The submergence of the treasure chest in the shipwreck was a mystery waiting to be solved.

غوطه‌ور شدن صندوق گنج در کشتی شکسته یک معمای منتظر حل شدن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید