subordinacy

[ایالات متحده]/səˈbɔː.dɪ.nə.si/
[بریتانیا]/səˈbɔːr.dɪ.nə.si/

ترجمه

n. وضعیت زیر مجموعه بودن

عبارات و ترکیب‌ها

social subordinacy

تبعیضات اجتماعی

subordinacy status

وضعیت تبعیت

economic subordinacy

تبعیضات اقتصادی

political subordinacy

تبعیضات سیاسی

subordinacy dynamics

پویایی‌های تبعیت

subordinacy effects

اثرات تبعیت

subordinacy issues

مسائل تبعیت

subordinacy model

مدل تبعیت

cultural subordinacy

تبعیضات فرهنگی

subordinacy relations

روابط تبعیت

جملات نمونه

the concept of subordinacy is often misunderstood in organizations.

مفهوم تبعیت اغلب در سازمان‌ها به درستی درک نمی‌شود.

subordinacy can lead to a lack of innovation in teams.

تبعیتی می‌تواند منجر به فقدان نوآوری در تیم‌ها شود.

understanding the dynamics of subordinacy is crucial for effective leadership.

درک پویایی تبعیت برای رهبری مؤثر بسیار مهم است.

in a hierarchical structure, subordinacy is a common feature.

در یک ساختار سلسله مراتبی، تبعیت یک ویژگی رایج است.

subordinacy can create challenges in communication within a team.

تبعیتی می‌تواند چالش‌هایی در ارتباطات درون یک تیم ایجاد کند.

employees often feel the weight of subordinacy in corporate settings.

کارمندان اغلب بار تبعیت را در محیط‌های شرکتی احساس می‌کنند.

the notion of subordinacy varies across different cultures.

این مفهوم تبعیت در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است.

effective management can reduce the negative effects of subordinacy.

مدیریت مؤثر می‌تواند اثرات منفی تبعیت را کاهش دهد.

subordinacy in the workplace can impact job satisfaction.

تبعیتی در محیط کار می‌تواند بر رضایت شغلی تأثیر بگذارد.

recognizing subordinacy helps in fostering a collaborative environment.

تشخیص تبعیت به ایجاد یک محیط مشارکتی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید