subplots

[ایالات متحده]/[ˈsʌbˌplɒt]/
[بریتانیا]/[ˈsʌbˌplɒt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک داستان فرعی در یک داستان؛ یک داستان فرعی که در کنار داستان اصلی پیش می‌رود؛ یک داستان فرعی در یک فیلم یا نمایش.

عبارات و ترکیب‌ها

developing subplots

توسعه دادن زیرداستان‌ها

complex subplots

زیرداستان‌های پیچیده

minor subplots

زیرداستان‌های کمتر اهمیت

weaving subplots

ساختن زیرداستان‌ها

introducing subplots

مطرح کردن زیرداستان‌ها

several subplots

چندین زیرداستان

main subplots

زیرداستان‌های اصلی

exploring subplots

بررسی زیرداستان‌ها

unresolved subplots

زیرداستان‌های حل نشده

intertwined subplots

زیرداستان‌های پیچیده و به هم پیوسته

جملات نمونه

the film cleverly wove several subplots into the main narrative.

فیلم به خوبی چند داستان فرعی را درون داستان اصلی پлетه کرد.

we decided to cut some subplots to streamline the story.

ما تصمیم گرفتیم چند داستان فرعی را حذف کنیم تا داستان را ساده تر کنیم.

the novel features numerous subplots exploring different themes.

این رمان چند داستان فرعی دارد که درباره موضوعات مختلف است.

the director skillfully developed the subplots to enhance the overall plot.

کارگردان به خوبی داستان‌های فرعی را توسعه داد تا داستان کلی را بهبود بخشد.

several subplots were left unresolved, leaving the audience wanting more.

چند داستان فرعی بدون پایان ماند و این باعث شد که مخاطبان بیشتر انتظار داشته باشند.

the subplot involving the detective added suspense to the story.

داستان فرعی مربوط به مأمور پلیس تعلق اضطرابی به داستان اضافه کرد.

the writers introduced new subplots to keep the audience engaged.

نویسندگان داستان‌های فرعی جدیدی معرفی کردند تا مخاطبان را مشغول نگه دارند.

the interconnected subplots revealed a larger conspiracy.

داستان‌های فرعی پیوند خورده‌ای که یک مؤامره بزرگ را آشکار کردند.

the subplot about the family's past was particularly moving.

داستان فرعی درباره گذشته خانواده به ویژه درخشان بود.

the documentary included several subplots showcasing different perspectives.

مستند چند داستان فرعی را شامل می‌شد که دیدگاه‌های مختلف را نمایش می‌داد.

the editor suggested removing a subplot that felt unnecessary.

ویراستار پیشنهاد داد تا یک داستان فرعی را حذف کنیم که احساس ناگهانی بود.

the author masterfully intertwined the main plot and several subplots.

نویسنده به خوبی داستان اصلی و چند داستان فرعی را با هم پлетه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید