substantiated

[ایالات متحده]/səbˈstænʃieɪtɪd/
[بریتانیا]/səbˈstænʃieɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تأیید شده توسط حقایق (به عنوان یک ادعا یا بیانیه)؛ اثبات شده یا تأیید شده

عبارات و ترکیب‌ها

substantiated claims

ادعاهای مستند

substantiated evidence

دلایل مستند

substantiated facts

حقایق مستند

substantiated reports

گزارش‌های مستند

substantiated allegations

اتهامات مستند

substantiated findings

یافته‌های مستند

substantiated theory

تئوری مستند

substantiated results

نتایج مستند

substantiated conclusions

نتیجه‌گیری‌های مستند

substantiated arguments

استدلال‌های مستند

جملات نمونه

the claims were substantiated by the evidence presented in court.

ادعاهات با شواهدی که در دادگاه ارائه شد، تأیید شد.

her research was substantiated by numerous studies.

تحقیقات او با مطالعات متعدد تأیید شد.

they need to provide substantiated proof of their findings.

آنها باید مدرک تأیید شده ای از یافته های خود ارائه دهند.

the allegations were substantiated after a thorough investigation.

اتهامات پس از یک بررسی کامل تأیید شد.

his theory was substantiated by decades of research.

نظریه او با ده سال تحقیق تأیید شد.

we need substantiated data to support our conclusions.

ما به داده های تأیید شده برای حمایت از نتیجه گیری های خود نیاز داریم.

the contract was substantiated by both parties' signatures.

قرارداد با امضای هر دو طرف تأیید شد.

her reputation was substantiated by her years of experience.

شهرت او با سالها تجربه او تأیید شد.

the results were substantiated through independent verification.

نتایج از طریق تأییدیه مستقل تأیید شد.

substantiated claims are essential for a strong argument.

ادعاهای تأیید شده برای یک استدلال قوی ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید