corroborated

[ایالات متحده]/kəˈrɒbəreɪtɪd/
[بریتانیا]/kəˈrɑːbəreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تأیید یا پشتیبانی (یک بیانیه، اعتقاد، نظریه و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

corroborated evidence

گواهی تایید شده

corroborated findings

یافته‌های تایید شده

corroborated claims

ادعاهای تایید شده

corroborated reports

گزارش‌های تایید شده

corroborated testimony

شهادت تایید شده

corroborated facts

حقایق تایید شده

corroborated accounts

حساب‌های تایید شده

corroborated theories

تئوری‌های تایید شده

corroborated statements

بیانیه‌های تایید شده

corroborated data

اطلاعات تایید شده

جملات نمونه

the witness corroborated the suspect's alibi.

شهادت شاهد، ادعای متهم را تایید کرد.

her findings were corroborated by independent researchers.

یافته‌های او توسط محققان مستقل تایید شد.

the data corroborated the theory proposed by the scientists.

داده‌ها، نظریه‌ای که توسط دانشمندان مطرح شده بود را تایید کرد.

several documents corroborated his claims about the project.

چندین سند، ادعاهای او در مورد پروژه را تایید کرد.

the testimony corroborated what was already known.

شهادت، آنچه از قبل مشخص بود را تایید کرد.

experts corroborated the results of the initial study.

متخصصان، نتایج مطالعه اولیه را تایید کردند.

her story was corroborated by multiple sources.

داستان او توسط منابع متعدد تایید شد.

the evidence corroborated his innocence.

شواهد، بی‌گناهی او را تایید کرد.

they were able to corroborate the timeline of events.

آنها توانستند جدول زمانی وقایع را تایید کنند.

his findings were corroborated by a recent survey.

یافته‌های او توسط یک نظرسنجی اخیر تایید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید