subterraneous

[ایالات متحده]/ˌsʌbtəˈreɪniəs/
[بریتانیا]/ˌsʌbtəˈreɪniəs/

ترجمه

adj. موجود، رخ دادن، یا انجام شده در زیر سطح زمین

عبارات و ترکیب‌ها

subterraneous water

آب زیرزمینی

subterraneous tunnel

تونل زیرزمینی

subterraneous habitat

زیستگاه زیرزمینی

subterraneous network

شبکه زیرزمینی

subterraneous environment

محیط زیرزمینی

subterraneous chamber

اتاق زیرزمینی

subterraneous passage

راهروی زیرزمینی

subterraneous ecosystem

زیست‌بوم زیرزمینی

subterraneous cave

غار زیرزمینی

subterraneous life

زندگی زیرزمینی

جملات نمونه

the subterraneous tunnels were discovered by the archaeologists.

تونل‌های زیرزمینی توسط باستان‌شناسان کشف شدند.

subterraneous water sources are crucial for the desert ecosystem.

منابع آب زیرزمینی برای اکوسیستم بیابانی حیاتی هستند.

many subterraneous creatures have adapted to life without sunlight.

بسیاری از موجودات زیرزمینی خود را با زندگی بدون نور خورشید تطبیق داده‌اند.

the subterraneous roots of the tree spread far and wide.

ریشه‌های زیرزمینی درخت به طور گسترده‌ای پخش شده‌اند.

exploring subterraneous caves can be both thrilling and dangerous.

کاوش در غارهای زیرزمینی می‌تواند هم هیجان‌انگیز و هم خطرناک باشد.

subterraneous habitats are often rich in biodiversity.

زیستگاه‌های زیرزمینی اغلب از نظر تنوع زیستی غنی هستند.

she found a subterraneous chamber filled with ancient artifacts.

او یک محوطه زیرزمینی پر از آثار باستانی پیدا کرد.

subterraneous mining operations can impact the environment significantly.

عملیات استخراج زیرزمینی می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر محیط زیست داشته باشد.

the subterraneous world is often unexplored and mysterious.

جهان زیرزمینی اغلب کشف نشده و مرموز است.

subterraneous rivers can be found beneath the city streets.

می‌توان رودخانه‌های زیرزمینی را در زیر خیابان‌های شهر یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید