subterranean

[ایالات متحده]/ˌsʌbtəˈreɪniən/
[بریتانیا]/ˌsʌbtəˈreɪniən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زیرزمینی; واقع در زیر سطح
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

subterranean tunnel

تونل زیرزمینی

subterranean city

شهر زیرزمینی

subterranean water

آب زیرزمینی

جملات نمونه

subterranean motives for murder.

انگیزه‌های زیرزمینی برای قتل.

the subterranean world of the behind-the-scenes television power brokers.

جهان زیرزمینی قدرت‌گذاران تلویزیونی پشت صحنه

Palm celestial being lives in the subterranean coalhole of an old building.

یک موجود آسمانی در سوراخ زیرزمینی زغال سنگ یک ساختمان قدیمی زندگی می‌کند.

Subterranean springhead is numerous, reason with " fontal city " famed at the world.

چشمه های زیرزمینی متعدد هستند، به همین دلیل "شهر فونتال" در جهان مشهور است.

Everyday in the evening, chef puts a bowl of milk after the door of subterranean coalhole, celestial being giving palm is become dinner.

هر روز شام، سرآشپز یک کاسه شیر بعد از در سوراخ زیرزمینی زغال سنگ می‌گذارد، موجود آسمانی دست دادن تبدیل به شام می‌شود.

2. storm hurricane, typhoon, cyclone, flood, seaquake, hailstorm, rockslide, earthquake, volcanic eruption, subsidence of ground, subterranean fire;

2. طوفان، گردباد، تایفون، سیکلون، سیل، زمین لرزه، تگرگ، ریزش سنگ، زلزله، فوران آتشفشانی، نشست زمین، آتش زیرزمینی;

That subterranean world, Onstott said, is a lightless pool of hot, pressurized salt water that stinks of sulfur and noxious gases humans would find unbreathable.

آن دنیای زیرزمینی، به گفته آنستوت، یک حوضچه تاریک از آب شور داغ و تحت فشار است که بوی گوگرد و گازهای مضر دارد که انسان‌ها نمی‌توانند آن را تنفس کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید