suffered loss
تحمل تلفات
suffered pain
تحمل درد
suffered injury
تحمل آسیب
suffered defeat
تحمل شکست
suffered greatly
به شدت رنج کشید
suffered consequences
تحمل عواقب
suffered trauma
تحمل آسیب روحی
suffered alone
تنها رنج کشید
suffered injustice
تحمل بیعدالتی
suffered silently
به طور خاموش رنج کشید
she suffered from a severe headache all day.
او تمام روز از سردرد شدید رنج میبرد.
many people suffered during the economic crisis.
بسیاری از مردم در بحران اقتصادی رنج کشیدند.
he suffered a great loss after his business failed.
او پس از شکست کسب و کارش متحمل یک ضرر بزرگ شد.
the community suffered from lack of resources.
جامعه از کمبود منابع رنج میبرد.
she suffered in silence, not wanting to burden others.
او در سکوت رنج کشید، نمیخواست بار دیگران شود.
they suffered injuries in the car accident.
آنها در تصادف ماشین دچار آسیبدیدگی شدند.
he suffered from anxiety for many years.
او سالها از اضطراب رنج میبرد.
the animals suffered during the harsh winter.
حیوانات در طول زمستان سخت رنج کشیدند.
she suffered a setback in her career.
او در حرفه خود دچار یک عقبماندگی شد.
they suffered the consequences of their actions.
آنها عواقب اعمال خود را متحمل شدند.
suffered loss
تحمل تلفات
suffered pain
تحمل درد
suffered injury
تحمل آسیب
suffered defeat
تحمل شکست
suffered greatly
به شدت رنج کشید
suffered consequences
تحمل عواقب
suffered trauma
تحمل آسیب روحی
suffered alone
تنها رنج کشید
suffered injustice
تحمل بیعدالتی
suffered silently
به طور خاموش رنج کشید
she suffered from a severe headache all day.
او تمام روز از سردرد شدید رنج میبرد.
many people suffered during the economic crisis.
بسیاری از مردم در بحران اقتصادی رنج کشیدند.
he suffered a great loss after his business failed.
او پس از شکست کسب و کارش متحمل یک ضرر بزرگ شد.
the community suffered from lack of resources.
جامعه از کمبود منابع رنج میبرد.
she suffered in silence, not wanting to burden others.
او در سکوت رنج کشید، نمیخواست بار دیگران شود.
they suffered injuries in the car accident.
آنها در تصادف ماشین دچار آسیبدیدگی شدند.
he suffered from anxiety for many years.
او سالها از اضطراب رنج میبرد.
the animals suffered during the harsh winter.
حیوانات در طول زمستان سخت رنج کشیدند.
she suffered a setback in her career.
او در حرفه خود دچار یک عقبماندگی شد.
they suffered the consequences of their actions.
آنها عواقب اعمال خود را متحمل شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید