tolerated behavior
رفتار مورد تحمل
tolerated practice
روش مورد تحمل
tolerated actions
اقدامات مورد تحمل
tolerated views
دیدگاه های مورد تحمل
tolerated differences
تفاوت های مورد تحمل
tolerated risks
ریسک های مورد تحمل
tolerated opinions
نظرات مورد تحمل
tolerated issues
مسائل مورد تحمل
tolerated standards
استانداردهای مورد تحمل
in some cultures, certain behaviors are tolerated.
در برخی فرهنگها، رفتارهای خاصی مورد تحمل قرار میگیرند.
he felt that his opinions were not tolerated in the meeting.
او احساس میکرد که نظراتش در جلسه مورد تحمل قرار نمیگیرند.
they have tolerated the noise for too long.
آنها برای مدت طولانی این سر و صدا را تحمل کردهاند.
intolerance towards discrimination should not be tolerated.
عدم تحمل نسبت به تبعیض نباید مورد تحمل قرار گیرد.
she tolerated his bad habits for years.
او سالها عادتهای بد او را تحمل کرد.
he was surprised to find that his mistakes were tolerated.
او از اینکه متوجه شد اشتباهاتش مورد تحمل قرار میگیرند، متعجب شد.
in a healthy relationship, differences should be tolerated.
در یک رابطه سالم، تفاوتها باید مورد تحمل قرار گیرند.
the policy tolerated minor infractions but not major ones.
این سیاست تخلفات جزئی را تحمل میکرد اما نه تخلفات بزرگ را.
it is important to create an environment where mistakes are tolerated.
ایجاد محیطی که در آن اشتباهات مورد تحمل قرار میگیرند، مهم است.
many people tolerate discomfort for the sake of progress.
بسیاری از مردم برای پیشرفت ناراحتی را تحمل میکنند.
tolerated behavior
رفتار مورد تحمل
tolerated practice
روش مورد تحمل
tolerated actions
اقدامات مورد تحمل
tolerated views
دیدگاه های مورد تحمل
tolerated differences
تفاوت های مورد تحمل
tolerated risks
ریسک های مورد تحمل
tolerated opinions
نظرات مورد تحمل
tolerated issues
مسائل مورد تحمل
tolerated standards
استانداردهای مورد تحمل
in some cultures, certain behaviors are tolerated.
در برخی فرهنگها، رفتارهای خاصی مورد تحمل قرار میگیرند.
he felt that his opinions were not tolerated in the meeting.
او احساس میکرد که نظراتش در جلسه مورد تحمل قرار نمیگیرند.
they have tolerated the noise for too long.
آنها برای مدت طولانی این سر و صدا را تحمل کردهاند.
intolerance towards discrimination should not be tolerated.
عدم تحمل نسبت به تبعیض نباید مورد تحمل قرار گیرد.
she tolerated his bad habits for years.
او سالها عادتهای بد او را تحمل کرد.
he was surprised to find that his mistakes were tolerated.
او از اینکه متوجه شد اشتباهاتش مورد تحمل قرار میگیرند، متعجب شد.
in a healthy relationship, differences should be tolerated.
در یک رابطه سالم، تفاوتها باید مورد تحمل قرار گیرند.
the policy tolerated minor infractions but not major ones.
این سیاست تخلفات جزئی را تحمل میکرد اما نه تخلفات بزرگ را.
it is important to create an environment where mistakes are tolerated.
ایجاد محیطی که در آن اشتباهات مورد تحمل قرار میگیرند، مهم است.
many people tolerate discomfort for the sake of progress.
بسیاری از مردم برای پیشرفت ناراحتی را تحمل میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید