tolerated

[ایالات متحده]/ˈtɒləreɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈtɑːləreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی participle از تحمل کردن؛ اجازه دادن به وقوع یا وجود چیزی؛ تحمل یا کنار آمدن با چیزی ناخوشایند؛ پذیرش یا تحمل چیزی که با آن موافق نیستید

عبارات و ترکیب‌ها

tolerated behavior

رفتار مورد تحمل

tolerated practice

روش مورد تحمل

tolerated actions

اقدامات مورد تحمل

tolerated views

دیدگاه های مورد تحمل

tolerated differences

تفاوت های مورد تحمل

tolerated risks

ریسک های مورد تحمل

tolerated opinions

نظرات مورد تحمل

tolerated issues

مسائل مورد تحمل

tolerated standards

استانداردهای مورد تحمل

جملات نمونه

in some cultures, certain behaviors are tolerated.

در برخی فرهنگ‌ها، رفتارهای خاصی مورد تحمل قرار می‌گیرند.

he felt that his opinions were not tolerated in the meeting.

او احساس می‌کرد که نظراتش در جلسه مورد تحمل قرار نمی‌گیرند.

they have tolerated the noise for too long.

آنها برای مدت طولانی این سر و صدا را تحمل کرده‌اند.

intolerance towards discrimination should not be tolerated.

عدم تحمل نسبت به تبعیض نباید مورد تحمل قرار گیرد.

she tolerated his bad habits for years.

او سال‌ها عادت‌های بد او را تحمل کرد.

he was surprised to find that his mistakes were tolerated.

او از اینکه متوجه شد اشتباهاتش مورد تحمل قرار می‌گیرند، متعجب شد.

in a healthy relationship, differences should be tolerated.

در یک رابطه سالم، تفاوت‌ها باید مورد تحمل قرار گیرند.

the policy tolerated minor infractions but not major ones.

این سیاست تخلفات جزئی را تحمل می‌کرد اما نه تخلفات بزرگ را.

it is important to create an environment where mistakes are tolerated.

ایجاد محیطی که در آن اشتباهات مورد تحمل قرار می‌گیرند، مهم است.

many people tolerate discomfort for the sake of progress.

بسیاری از مردم برای پیشرفت ناراحتی را تحمل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید