sulfuric

[ایالات متحده]/sʌlˈfjʊərɪk/
[بریتانیا]/sʌlˈfjuːrɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط با یا حاوی گوگرد

عبارات و ترکیب‌ها

sulfuric acid

اسید سولفوریک

sulfuric fumes

دود گوگردی

sulfuric solution

محلول گوگردی

sulfuric reaction

واکنش گوگردی

sulfuric waste

ضایعات گوگردی

sulfuric storage

ذخیره سازی گوگردی

sulfuric treatment

درمان گوگردی

sulfuric spill

ریزش گوگردی

sulfuric corrosion

خوردگی گوگردی

sulfuric exposure

قرار گرفتن در معرض گوگرد

جملات نمونه

sulfuric acid is widely used in industrial processes.

اسید سولفوریک به طور گسترده در فرآیندهای صنعتی استفاده می‌شود.

the sulfuric solution needs to be handled with care.

نیاز است محلول سولفوریک با احتیاط رفتار شود.

we conducted experiments using sulfuric compounds.

ما آزمایش‌هایی با استفاده از ترکیبات سولفوریک انجام دادیم.

sulfuric fumes can be harmful to health.

دود سولفوریک می‌تواند برای سلامتی مضر باشد.

the laboratory is equipped to handle sulfuric substances.

آزمایشگاه مجهز به رسیدگی به مواد سولفوریک است.

mixing sulfuric acid with water should be done slowly.

مخلوط کردن اسید سولفوریک با آب باید به آرامی انجام شود.

sulfuric batteries are common in electric vehicles.

باتری‌های سولفری در خودروهای الکتریکی رایج هستند.

proper ventilation is essential when working with sulfuric acid.

تهویه مناسب هنگام کار با اسید سولفوریک ضروری است.

laboratories must follow safety protocols for sulfuric acid.

آزمایشگاه‌ها باید از پروتکل‌های ایمنی برای اسید سولفوریک پیروی کنند.

sulfuric acid can cause severe burns on contact.

تماس با اسید سولفوریک می‌تواند باعث سوختگی شدید شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید