| جمع | sunbathers |
lazy sunbather
خورشیدگر بیکار
sunbather's towel
پتو خورشیدگر
dedicated sunbather
خورشیدگر وفادار
becoming a sunbather
در حال شدن به خورشیدگر
sunbather spotted
خورشیدگر دیده شد
young sunbather
خورشیدگر جوان
sunbather relaxing
خورشیدگر در حال راحتی
sunbather's lotion
لotion خورشیدگر
lone sunbather
خورشیدگر تنها
sunbather tanning
خورشیدگر در حال آفتاب گرفتن
the sunbather stretched out on a towel, soaking up the rays.
خورشیدگر در روی یک چاک میپرید و اشعههای خورشید را جذب میکرد.
a lone sunbather enjoyed the peace and quiet of the beach.
یک خورشیدگر تنها لذت برد از آرامش و سکوت ساحل.
she was a dedicated sunbather, spending hours on the sand.
او یک خورشیدگر وفادار بود که ساعتها روی ریگ میگذراند.
the sunbather applied sunscreen to protect her skin from burning.
خورشیدگر لوسیون ضد خورشید را روی پوستش زد تا از سوختن پوست جلوگیری کند.
he watched the sunbather from across the beach, admiring her tan.
او از دیگر سوی ساحل خورشیدگر را نگاه میکرد و به رنگ تان ششش میزد.
a young sunbather read a book while enjoying the warm weather.
یک خورشیدگر جوان در حال خواندن کتاب بود در حالی که آب و هوا گرم بود.
the elderly sunbather carefully adjusted her hat to shield her face.
خورشیدگر سالمند با دقت کلاهش را تنظیم کرد تا چهرهاش را پوشاند.
several sunbathers lined the shore, seeking a perfect tan.
چند خورشیدگر در کنار ساحل قرار گرفتند، به دنبال یک تان کامل.
the sunbather’s towel was covered in sand after a swim.
چاک خورشیدگر پس از غواصی با ریگ پوشیده شده بود.
a relaxed sunbather drifted off to sleep in the afternoon heat.
خورشیدگری آرام در گرماي بعد از ظهر خوابید.
the sunbather paused to admire the stunning ocean view.
خورشیدگر متوقف شد تا نظرش را به دیدن دیدنیترین نظریه اقیانوس بیفتد.
lazy sunbather
خورشیدگر بیکار
sunbather's towel
پتو خورشیدگر
dedicated sunbather
خورشیدگر وفادار
becoming a sunbather
در حال شدن به خورشیدگر
sunbather spotted
خورشیدگر دیده شد
young sunbather
خورشیدگر جوان
sunbather relaxing
خورشیدگر در حال راحتی
sunbather's lotion
لotion خورشیدگر
lone sunbather
خورشیدگر تنها
sunbather tanning
خورشیدگر در حال آفتاب گرفتن
the sunbather stretched out on a towel, soaking up the rays.
خورشیدگر در روی یک چاک میپرید و اشعههای خورشید را جذب میکرد.
a lone sunbather enjoyed the peace and quiet of the beach.
یک خورشیدگر تنها لذت برد از آرامش و سکوت ساحل.
she was a dedicated sunbather, spending hours on the sand.
او یک خورشیدگر وفادار بود که ساعتها روی ریگ میگذراند.
the sunbather applied sunscreen to protect her skin from burning.
خورشیدگر لوسیون ضد خورشید را روی پوستش زد تا از سوختن پوست جلوگیری کند.
he watched the sunbather from across the beach, admiring her tan.
او از دیگر سوی ساحل خورشیدگر را نگاه میکرد و به رنگ تان ششش میزد.
a young sunbather read a book while enjoying the warm weather.
یک خورشیدگر جوان در حال خواندن کتاب بود در حالی که آب و هوا گرم بود.
the elderly sunbather carefully adjusted her hat to shield her face.
خورشیدگر سالمند با دقت کلاهش را تنظیم کرد تا چهرهاش را پوشاند.
several sunbathers lined the shore, seeking a perfect tan.
چند خورشیدگر در کنار ساحل قرار گرفتند، به دنبال یک تان کامل.
the sunbather’s towel was covered in sand after a swim.
چاک خورشیدگر پس از غواصی با ریگ پوشیده شده بود.
a relaxed sunbather drifted off to sleep in the afternoon heat.
خورشیدگری آرام در گرماي بعد از ظهر خوابید.
the sunbather paused to admire the stunning ocean view.
خورشیدگر متوقف شد تا نظرش را به دیدن دیدنیترین نظریه اقیانوس بیفتد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید