sunrise

[ایالات متحده]/ˈsʌnraɪz/
[بریتانیا]/ˈsʌnraɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمانی که خورشید بالای افق ظاهر می‌شود؛ سپیده‌دم.
Word Forms
جمعsunrises

عبارات و ترکیب‌ها

beautiful sunrise

طلوع زیبای خورشید

watching the sunrise

تماشای طلوع خورشید

before sunrise

قبل از طلوع

at sunrise

در زمان طلوع خورشید

sunrise and sunset

طلوع و غروب خورشید

sunrise industry

صنعت طلوع خورشید

جملات نمونه

The sunrise was a beautiful scene.

طلوع خورشید یک صحنه زیبا بود.

the sunrise of classical art and sculpture.

طلوع هنر و مجسمه‌سازی کلاسیک

a spectacular sunrise over the summit of the mountain.

طلوع خورشید تماشایی بر فراز قله کوه.

The sunset rivalled the sunrise in beauty.

غروب خورشید از نظر زیبایی با طلوع خورشید برابری می‌کرد.

At sunrise, the sun looks as if it is coming up.

در طلوع، خورشید به نظر می‌رسد که در حال طلوع است.

The Houri Tai used Looking sunrise and sea of cloud is in the Villa.

هوری تای از تماشای طلوع خورشید و دریای ابرها در ویلا استفاده می‌کرد.

Viewed from the top of Mount Tai, the sunrise was indeed a spectacle.

از بالای کوه تای دیده شده، طلوع خورشید حقیقتاً یک تماشای دیدنی بود.

Made of arkosic sandstone, Uluru changes color in different lights, particularly at sunrise and sunset.

ساخته شده از ماسه‌سنگ آرکوزی، اولورو رنگ خود را در نورهای مختلف تغییر می‌دهد، به ویژه در طلوع و غروب خورشید.

Software Description: About CloudLand, This screen saver displays changing pictures of cloudy skies and features beautiful images of sunrises and sunsets captured over mountains and water.

توضیحات نرم‌افزار: درباره CloudLand، این محافظ صفحه نمایش تصاویر متغیری از آسمان‌های ابری را نشان می‌دهد و دارای تصاویر زیبا از طلوع و غروب خورشید که در بالای کوه‌ها و آب گرفته شده است.

نمونه‌های واقعی

This was not a true sunrise, however.

با این حال، این طلوع خورشید واقعی نبود.

منبع: American Elementary School English 5

I'm sorry you missed the sunrise, little bear.

متاسفم که طلوع خورشید را از دست دادی، خرس کوچولو.

منبع: Genius Baby Bear LB

Hmm, almost sunrise, and no ghosts.

اممم، تقریباً طلوع خورشید، و هیچ ارواحی وجود ندارد.

منبع: MBTI Personality Types Guide

You can get gorgeous sunrises, dramatic backdrops, and empty landscapes.

می‌توانید طلوع‌های خورشید زیبا، پس‌زمینه‌های دراماتیک و مناظر خالی پیدا کنید.

منبع: Creative Cloud Travel

They stayed overnight to greet the sunrise on June 21.

آنها یک شب آنجا ماندند تا طلوع خورشید را در 21 ژوئن خوش آمد بگویند.

منبع: VOA Special English: World

If he keeps this up, we may never see another sunrise.

اگر او این کار را ادامه دهد، ممکن است هرگز طلوع خورشید دیگری نبینیم.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

The couple got up at dawn to watch the sunrise together.

آنها در سپیده دم از خواب برخاستند تا طلوع خورشید را با هم تماشا کنند.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Some days I would get there extra early to watch the sunrise.

بعضی روزها خیلی زود آنجا می‌رسیدم تا طلوع خورشید را تماشا کنم.

منبع: Flipped Selected

There will be no more sunrises, no days, no hours or minutes.

دیگر طلوع خورشید، روز، ساعت یا دقیقه‌ای وجود نخواهد داشت.

منبع: Master of Reciting Short Stories

Fine again, this is the sunrise of your new industrial empire.

باز هم خوبه، این طلوع امپراطوری صنعتی جدید شماست.

منبع: The Power of Art - Joseph Mallord William Turner

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید