dawn

[ایالات متحده]/dɔːn/
[بریتانیا]/dɔːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اولین ظهور نور در آسمان قبل از طلوع آفتاب؛ آغاز یا ظهور چیزی
vi. شروع به روشن شدن در صبح؛ واضح یا روشن شدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdawning
قسمت سوم فعلdawned
شکل سوم شخص مفردdawns
جمعdawns
زمان گذشتهdawned

عبارات و ترکیب‌ها

at dawn

در سپیده دم

break of dawn

طلوع فجر

crack of dawn

سحرگاه

before dawn

قبل از سپیده دم

dawn on

سپیده دم

جملات نمونه

the dawn of civilization.

طلوع تمدن

the dawn of intelligence

طلوع هوش

the dawn of the Christian era.

طلوع عصر مسیحیت

the wan dawn light.

نور سحر کم‌رنگ

Dawn began to break.

سحر شروع به شکوفایی کرد.

Dawn is the herald of day.

سحر مژده‌بخش روز است.

the dawn of civilization;

طلوع تمدن;

Day dawns in the east.

روز در شرق طلوع می‌کند.

The snow glistened in the dawn light.

برف در نور سحر می‌درخشید.

he set off at dawn .

او در سحر به راه افتاد.

a new age was dawning in the Tory party.

یک عصر جدید در حزب توری در حال ظهور بود.

the awful truth was beginning to dawn on him.

حقیقت وحشتناک شروع به آشکار شدن برای او کرد.

she saw light dawn on the woman's face.

او دید که نور بر چهره زن می‌تابد.

It was, if you like, the dawn of a new era.

این، اگر بخواهید، طلوع یک عصر جدید بود.

She set out at dawn for town.

او در سحر برای رفتن به شهر به راه افتاد.

The truth at last dawned on him.

حقیقت سرانجام برای او آشکار شد.

They work from dawn till dark.

آنها از سحر تا تاریکی شب کار می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

And suddenly the reality dawned on us.

ناگهان واقعیت بر ما آشکار شد.

منبع: VOA Standard English_Europe

This is the way the morning dawns.

اینگونه است که صبح آغاز می‌شود.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

The dawn of flight, printed books, agriculture.

آغاز پرواز، کتاب‌های چاپی، کشاورزی.

منبع: Modern Family - Season 04

It was the dawn of a new age of discovery.

این آغاز یک عصر جدید کشف بود.

منبع: BBC documentary "Civilization"

Be reverent before each dawning day.

در برابر هر روزی که آغاز می‌شود، با احترام باشید.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

Ah, the dawn of trans fats.

آه, آغاز چربی‌های ترانس.

منبع: Asap SCIENCE Selection

Release the dawns, said the queen.

آغازها را آزاد کنید، ملکه گفت.

منبع: CNN Listening March 2013 Collection

Outside it was clearly dawn now.

بیرون، اکنون به وضوح آغاز شده بود.

منبع: Call Me by Your Name

There are thousands like Mokoka fanning out well before dawn.

هزاران نفر مانند موکوکا وجود دارند که قبل از شروع صبح پخش می‌شوند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

This launch marked the dawn of a new era of U.S. spaceflight.

این پرتاب، آغاز یک عصر جدید از پرواز فضایی ایالات متحده را نشان داد.

منبع: CNN 10 Student English November 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید