supplementing

[ایالات متحده]/[səˈplɪm(ə)ntɪŋ]/
[بریتانیا]/[səˈplɪm(ə)ntɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی اضافه کردن تا بهتر یا کامل‌تر شود؛ فراهم کردن چیزی که کم است.
adj. مکمل یا کامل‌کننده.

عبارات و ترکیب‌ها

supplementing data

تکمیل داده‌ها

supplementing information

تکمیل اطلاعات

supplementing evidence

تکمیل مدارک

supplementing the report

تکمیل گزارش

supplementing his argument

تکمیل استدلال او

supplementing our research

تکمیل تحقیقات ما

supplementing the budget

تکمیل بودجه

supplementing the team

تکمیل تیم

supplementing their work

تکمیل کار آن‌ها

supplementing the study

تکمیل مطالعه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید