complying

[ایالات متحده]/kəmˈplaɪɪŋ/
[بریتانیا]/kəmˈplaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری comply

عبارات و ترکیب‌ها

complying with regulations

رعایت مقررات

complying with standards

رعایت استانداردها

complying with laws

رعایت قوانین

complying with guidelines

رعایت دستورالعمل‌ها

complying with requirements

رعایت الزامات

complying with policies

رعایت سیاست‌ها

complying with procedures

رعایت رویه‌ها

complying with terms

رعایت شرایط

complying with contracts

رعایت قراردادها

complying with requests

رعایت درخواست‌ها

جملات نمونه

the company is complying with all safety regulations.

شرکت با رعایت کلیه مقررات ایمنی مطابقت دارد.

complying with the rules is essential for a fair game.

رعایت قوانین برای یک بازی منصفانه ضروری است.

he is complying with the requests of his supervisor.

او با درخواست های سرپرست خود مطابقت دارد.

complying with the law is mandatory for all citizens.

رعایت قانون برای همه شهروندان اجباری است.

the team is complying with the project deadlines.

تیم با مهلت های پروژه مطابقت دارد.

they are complying with the new environmental standards.

آنها با استانداردهای زیست محیطی جدید مطابقت دارند.

complying with the guidelines will ensure success.

رعایت دستورالعمل ها موفقیت را تضمین می کند.

she is dedicated to complying with ethical practices.

او متعهد به رعایت اصول اخلاقی است.

complying with company policies is crucial for employees.

رعایت سیاست های شرکت برای کارمندان بسیار مهم است.

they are not complying with the terms of the agreement.

آنها با شرایط توافق مطابقت ندارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید