supplications

[ایالات متحده]/ˌsʌp.lɪˈkeɪ.ʃənz/
[بریتانیا]/ˌsʌp.lɪˈkeɪ.ʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل درخواست یا خواهش چیزی به طور جدی یا با تواضع

عبارات و ترکیب‌ها

silent supplications

التماس‌های خاموش

earnest supplications

التماس‌های جدی

daily supplications

التماس‌های روزانه

humble supplications

التماس‌های متواضعانه

fervent supplications

التماس‌های پرشور

personal supplications

التماس‌های شخصی

collective supplications

التماس‌های جمعی

spontaneous supplications

التماس‌های خودجوش

sincere supplications

التماس‌های صادقانه

urgent supplications

التماس‌های فوری

جملات نمونه

her supplications for peace were heard by the leaders.

تماس‌های مکرر او برای صلح توسط رهبران شنیده شد.

he made supplications for guidance during his difficult times.

او برای هدایت در دوران سخت خود التماس کرد.

the community gathered to offer supplications for the victims.

جامعه گرد هم آمدند تا برای قربانیان دعا کنند.

her heartfelt supplications touched everyone in the room.

التماس‌های قلبی او همه افراد حاضر در اتاق را تحت تأثیر قرار داد.

he often turns to supplications when facing challenges.

او اغلب در هنگام مواجهه با چالش‌ها به دعا متوسل می‌شود.

supplications for strength can be a source of comfort.

التماس برای قدرت می‌تواند منبعی از تسلی باشد.

in times of crisis, many resort to supplications for help.

در زمان بحران، بسیاری برای کمک دعا می‌کنند.

her supplications were filled with hope and faith.

التماس‌های او با امید و ایمان پر شده بود.

they offered supplications for the safety of their loved ones.

آنها برای سلامتی عزیزانشان دعا کردند.

his supplications echoed in the quiet of the night.

التماس‌های او در سکوت شب طنین‌انداز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید