face reproaches
تحمل سرزنش
hear reproaches
شنیدن سرزنش
avoid reproaches
اجتناب از سرزنش
make reproaches
سرزنش کردن
accept reproaches
پذیرش سرزنش
level reproaches
سطح سرزنش
respond to reproaches
پاسخ به سرزنش
direct reproaches
هدایت سرزنش
issue reproaches
صدور سرزنش
receive reproaches
دریافت سرزنش
she received reproaches from her colleagues after missing the deadline.
او پس از از دست دادن مهلت مقرر، مورد سرزنش همکاران خود قرار گرفت.
his constant reproaches made her feel guilty.
سرزنشهای مداوم او باعث میشد او احساس گناه کند.
the teacher's reproaches were meant to encourage better behavior.
سرزنشهای معلم برای تشویق رفتار بهتر بود.
she tried to ignore his reproaches and focus on her work.
او سعی کرد سرزنشهای او را نادیده بگیرد و روی کار خود تمرکز کند.
his reproaches were harsh, but they came from a place of concern.
سرزنشهای او تند بودند، اما از سر نگرانی بودند.
after the argument, he felt the weight of her reproaches.
پس از بحث، او سنگینی سرزنشهای او را احساس کرد.
the reproaches she faced only fueled her determination to succeed.
سرزنشهایی که با آنها روبرو شد، تنها اراده او را برای موفقیت بیشتر کرد.
he apologized for the reproaches he had made in anger.
او برای سرزنشهایی که با خشم انجام داده بود، عذرخواهی کرد.
reproaches can sometimes lead to constructive criticism.
گاهی اوقات سرزنشها میتوانند منجر به انتقاد سازنده شوند.
the reproaches from her parents pushed her to improve her grades.
سرزنشهای والدینش او را به بهبود نمراتش سوق داد.
face reproaches
تحمل سرزنش
hear reproaches
شنیدن سرزنش
avoid reproaches
اجتناب از سرزنش
make reproaches
سرزنش کردن
accept reproaches
پذیرش سرزنش
level reproaches
سطح سرزنش
respond to reproaches
پاسخ به سرزنش
direct reproaches
هدایت سرزنش
issue reproaches
صدور سرزنش
receive reproaches
دریافت سرزنش
she received reproaches from her colleagues after missing the deadline.
او پس از از دست دادن مهلت مقرر، مورد سرزنش همکاران خود قرار گرفت.
his constant reproaches made her feel guilty.
سرزنشهای مداوم او باعث میشد او احساس گناه کند.
the teacher's reproaches were meant to encourage better behavior.
سرزنشهای معلم برای تشویق رفتار بهتر بود.
she tried to ignore his reproaches and focus on her work.
او سعی کرد سرزنشهای او را نادیده بگیرد و روی کار خود تمرکز کند.
his reproaches were harsh, but they came from a place of concern.
سرزنشهای او تند بودند، اما از سر نگرانی بودند.
after the argument, he felt the weight of her reproaches.
پس از بحث، او سنگینی سرزنشهای او را احساس کرد.
the reproaches she faced only fueled her determination to succeed.
سرزنشهایی که با آنها روبرو شد، تنها اراده او را برای موفقیت بیشتر کرد.
he apologized for the reproaches he had made in anger.
او برای سرزنشهایی که با خشم انجام داده بود، عذرخواهی کرد.
reproaches can sometimes lead to constructive criticism.
گاهی اوقات سرزنشها میتوانند منجر به انتقاد سازنده شوند.
the reproaches from her parents pushed her to improve her grades.
سرزنشهای والدینش او را به بهبود نمراتش سوق داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید