reproaches

[ایالات متحده]/rɪˈprəʊtʃɪz/
[بریتانیا]/rɪˈproʊtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلمات انتقاد; منابع شرم; شرم; ننگ
v. سرزنش کردن; احساس گناه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

face reproaches

تحمل سرزنش

hear reproaches

شنیدن سرزنش

avoid reproaches

اجتناب از سرزنش

make reproaches

سرزنش کردن

accept reproaches

پذیرش سرزنش

level reproaches

سطح سرزنش

respond to reproaches

پاسخ به سرزنش

direct reproaches

هدایت سرزنش

issue reproaches

صدور سرزنش

receive reproaches

دریافت سرزنش

جملات نمونه

she received reproaches from her colleagues after missing the deadline.

او پس از از دست دادن مهلت مقرر، مورد سرزنش همکاران خود قرار گرفت.

his constant reproaches made her feel guilty.

سرزنش‌های مداوم او باعث می‌شد او احساس گناه کند.

the teacher's reproaches were meant to encourage better behavior.

سرزنش‌های معلم برای تشویق رفتار بهتر بود.

she tried to ignore his reproaches and focus on her work.

او سعی کرد سرزنش‌های او را نادیده بگیرد و روی کار خود تمرکز کند.

his reproaches were harsh, but they came from a place of concern.

سرزنش‌های او تند بودند، اما از سر نگرانی بودند.

after the argument, he felt the weight of her reproaches.

پس از بحث، او سنگینی سرزنش‌های او را احساس کرد.

the reproaches she faced only fueled her determination to succeed.

سرزنش‌هایی که با آن‌ها روبرو شد، تنها اراده او را برای موفقیت بیشتر کرد.

he apologized for the reproaches he had made in anger.

او برای سرزنش‌هایی که با خشم انجام داده بود، عذرخواهی کرد.

reproaches can sometimes lead to constructive criticism.

گاهی اوقات سرزنش‌ها می‌توانند منجر به انتقاد سازنده شوند.

the reproaches from her parents pushed her to improve her grades.

سرزنش‌های والدینش او را به بهبود نمراتش سوق داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید