surfboards

[ایالات متحده]/ˈsɜːf.bɔːdz/
[بریتانیا]/ˈsɜrf.bɔrdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی تخته که برای سوار شدن بر روی امواج استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

new surfboards

surfboard های جدید

custom surfboards

surfboard های سفارشی

lightweight surfboards

surfboard های سبک وزن

high-performance surfboards

surfboard های با کارایی بالا

epoxy surfboards

surfboard های اپوکسی

foam surfboards

surfboard های فوم

used surfboards

surfboard های دست دوم

children's surfboards

surfboard های کودکان

mini surfboards

surfboard های مینی

inflatable surfboards

surfboard های بادی

جملات نمونه

surfboards come in various shapes and sizes.

صفحه surfing در اشکال و اندازه‌های مختلف عرضه می‌شوند.

he enjoys painting designs on his surfboards.

او از نقاشی طرح روی surfboards خود لذت می‌برد.

surfboards are essential for catching waves.

صفحه surfing برای گرفتن امواج ضروری است.

they rented surfboards for the weekend trip.

آنها برای سفر آخر هفته، صفحه surfing اجاره کردند.

many surfers customize their surfboards for better performance.

بسیاری از surfers surfboards خود را برای عملکرد بهتر سفارشی می‌کنند.

surfboards can be made from different materials.

صفحه surfing را می‌توان از مواد مختلف تهیه کرد.

she has a collection of colorful surfboards.

او مجموعه‌ای از surfboards رنگارنگ دارد.

surfboards are often decorated with stickers.

صفحه surfing اغلب با برچسب‌ها تزئین می‌شود.

learning to ride surfboards takes practice.

یادگیری سواری روی surfboards نیاز به تمرین دارد.

he transported his surfboards on top of his car.

او surfboards خود را روی ماشین خود حمل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید