surveyor

[ایالات متحده]/sə'veɪə/
[بریتانیا]/sɚ'veɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اندازه‌گیر زمین، پرسنل اکتشاف؛ ارزیاب.
Word Forms
جمعsurveyors

عبارات و ترکیب‌ها

land surveyor

نقشه بردار

quantity surveyor

نقشه‌بردار ساختمان

building surveyor

نقشه‌بردار ساختمان

جملات نمونه

surveyor of weights and measures

بازرس وزن و مقیاس

The surveyor found damp in the kitchen.

مسحوق در آشپزخانه رطوبت پیدا کرد.

Surveyors mapped out the lie of the land.

نقشه برداران، شکل زمین را نشان داد.

The surveyor pegged out the lot of land.

نقشه بردار، قطعه زمین را مشخص کرد.

the local Marine Surveyor should be able to assist in this connection.

بازرس دریایی محلی باید بتواند در این ارتباط کمک کند.

Following an on-site inspection, the surveyor prepared a written report on the property.

پس از بازرسی در محل، ارزیاب یک گزارش کتبی در مورد ملک تهیه کرد.

Confronting great hardships, the surveyors never knocked under.

با وجود سختی های زیاد، نقشه برداران تسلیم نشدند.

In case of any technique reproval made by SGS (the independent international surveyor) report at the good's landing, the buyer will immediately set the insurance in motion.”

در صورت بروز هرگونه ایراد فنی توسط SGS (بازرس بین المللی مستقل)، گزارش در محل تخلیه کالا، خریدار فوراً بیمه را فعال خواهد کرد.

General Manager: Ms Zhang Youmin (Alice), Cochairman of Asia-Pacific and China district of Royal Institution of Chartered Surveyors (RICS).

مدیرعامل: خانم ژانگ یو مین (آلیس)، رئیس مشترک منطقه آسیا-اقیانوس آرام و چین از موسسه سلطنتی متخصصین نقشه کشی (RICS).

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید