suspender

[ایالات متحده]/səˈspɛndə/
[بریتانیا]/səˈspɛndər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله‌ای برای آویزان کردن یا معلق کردن چیزی؛ بند یا نوار پوشیده شده بر روی شانه‌ها برای نگه داشتن شلوار؛ وسیله‌ای که در محیط‌های پزشکی برای حمایت استفاده می‌شود؛ موردی برای آویزان کردن یا معلق کردن اشیاء؛ نوعی نگهدارنده جوراب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

suspender belt

کمربند نگهدارنده

suspender clips

گیره های آویز

suspender straps

کش های آویز

clip-on suspender

آویز گیره ای

fashion suspender

آویز مد

men's suspender

آویز مردانه

elastic suspender

آویز کشی

adjustable suspender

آویز قابل تنظیم

colorful suspender

آویز رنگارنگ

classic suspender

آویز کلاسیک

جملات نمونه

he wore suspenders to keep his pants up.

او از آویزه‌های شلوار برای بالا نگه داشتن شلوارهای خود استفاده کرد.

she decided to buy a new pair of suspenders.

او تصمیم گرفت یک جفت آویزه‌های شلوار جدید بخرد.

suspenders can add a vintage touch to an outfit.

آویزه‌های شلوار می‌توانند ظاهری قدیمی به لباس اضافه کنند.

he adjusted his suspenders before the meeting.

او قبل از جلسه آویزه‌های شلوار خود را تنظیم کرد.

many people prefer suspenders over belts.

بسیاری از مردم آویزه‌های شلوار را به جای کمربند ترجیح می‌دهند.

she wore colorful suspenders to match her dress.

او آویزه‌های شلوار رنگارنگ پوشید تا با لباسش مطابقت داشته باشد.

he likes to collect vintage suspenders.

او دوست دارد آویزه‌های شلوار قدیمی را جمع‌آوری کند.

suspenders can be a practical fashion choice.

آویزه‌های شلوار می‌توانند یک انتخاب مد کاربردی باشند.

he found his old suspenders in the closet.

او آویزه‌های شلوار قدیمی خود را در کمد پیدا کرد.

she wore suspenders to the costume party.

او به مهمانی لباس آویزه‌های شلوار پوشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید