suspicions

[ایالات متحده]/səˈspɪʃənz/
[بریتانیا]/səˈspɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساسات شک یا بی‌اعتمادی؛ تصوری که ممکن است چیزی اشتباه باشد

عبارات و ترکیب‌ها

raise suspicions

ایجاد تردید

confirm suspicions

تایید تردید

have suspicions

داشتن تردید

cast suspicions

اعمال تردید

fuel suspicions

تشدید تردید

dismiss suspicions

رد کردن تردید

express suspicions

ابراز تردید

arouse suspicions

ایجاد تردید

allay suspicions

کاهش تردید

share suspicions

اشتراک گذاری تردید

جملات نمونه

she had her suspicions about his honesty.

او در مورد صداقت او شک داشت.

his suspicious behavior raised many suspicions among his colleagues.

رفتار مشکوک او باعث ایجاد شک و تردید زیادی در بین همکارانش شد.

the detective followed up on his suspicions.

مامور پلیس پیگیری شک او کرد.

despite her suspicions, she decided to trust him.

با وجود شک او، او تصمیم گرفت به او اعتماد کند.

his suspicions were confirmed after the investigation.

پس از تحقیقات، شک او تأیید شد.

they voiced their suspicions about the project's feasibility.

آنها نگرانی‌های خود را در مورد امکان‌سنجی پروژه بیان کردند.

she couldn't shake off her suspicions about the new employee.

او نمی‌توانست شک خود را در مورد کارمند جدید کنار بگذارد.

his constant questioning only fueled her suspicions.

سوالات مداوم او فقط شک او را بیشتر کرد.

they investigated the matter due to rising suspicions.

آنها به دلیل افزایش شک و تردید، موضوع را بررسی کردند.

her suspicions were based on past experiences.

شک او بر اساس تجربیات گذشته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید