swag

[ایالات متحده]/swæg/
[بریتانیا]/swæɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوسان، برکه، غنائم، اشیای قیمتی، تزئینات آویزان
vi. نوسان، آویزان شدن.
Word Forms
قسمت سوم فعلswagged
صفت یا فعل حال استمراریswagging
زمان گذشتهswagged
شکل سوم شخص مفردswags
جمعswags

عبارات و ترکیب‌ها

swagger

swagger

جملات نمونه

ribbon-tied swags of flowers.

تاج گل‌های روبان‌بسته.

Howard has promised me a swag of goodies.

هاوارد قول داده که انبوه خوبی‌ها را به من بدهد.

swag the fabric gracefully over the curtain tie-backs.

پارچه را به زیبایی و ظرافت روی بسته‌های پرده بیاندازید.

the crinkly old hide swags here and there.

چرم‌های قدیمی و چروکیده این‌جا و آن‌جا آویزان بودند.

He walked into the party with so much swag.

او با اعتماد به نفس فراوان وارد مهمانی شد.

She exudes confidence and swag wherever she goes.

او در هر کجا که می‌رود، اعتماد به نفس و جذابیت از خود نشان می‌دهد.

The rapper's swag is unmatched in the industry.

سبک رپر در این صنعت بی‌نظیر است.

His swag is a combination of style and attitude.

سبک او ترکیبی از ظاهر و رفتار است.

They won the dance competition with their swag and charisma.

آنها با سبک و کاریزمای خود مسابقه رقص را بردند.

The fashion designer's collection has serious swag.

طرح‌های طراح مد، سبک خاصی دارند.

She accessorized her outfit with some swag jewelry.

او لباس خود را با جواهرات جذاب تزئین کرد.

The basketball player's swag on the court is undeniable.

سبک بازیکن بسکتبال در زمین بازی غیرقابل انکار است.

The CEO has a swag that commands respect.

مدیرعامل شخصیتی دارد که احترام را برمی‌انگیزد.

The actor's swag in that movie was on point.

سبک بازی بازیگر در آن فیلم بسیار خوب بود.

نمونه‌های واقعی

Thank you for the swag and all the autographs, Cougars, we see you.

ممنون بابت هدیه‌ها و تمام امضاهایی که Cougars گرفتند، ما شما را می‌بینیم.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

You just gotta have swag and you gotta know who you are as a person.

شما فقط باید با اعتماد و اعتماد به نفس باشید و بدانید چه کسی هستید.

منبع: Hobby suggestions for React

He was driving both of us crazy and missing out on loads of swag amenities, like slipper chocolate.

او ما را دیوانه می‌کرد و از بسیاری از امکانات هدیه، مانند شکلات دمپایی، غافل می‌شد.

منبع: "Reconstructing a Lady" Original Soundtrack

Unfortunately, now...-Now a complete unknown has the right to pocket my money, along with the rest of the swag!

متاسفانه، اکنون... اکنون یک فرد کاملاً ناشناس حق دارد پول من را به جیب کند، همراه با سایر هدیه‌ها!

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

[Interviewer] I'm getting free swag from Michael Kors.

[مصاحبه‌گر] من هدیه‌های رایگان از Michael Kors دریافت می‌کنم.

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities

'It's all arranged about bringing off the swag, is it?

'همه چیز برای آوردن هدیه‌ها آماده است، اینطور نیست؟

منبع: Oliver Twist (Original Version)

Last time we were on Ellen, she gave us some Friends swag.

بار آخر که در برنامه Ellen بودیم، تعدادی هدیه Friends به ما داد.

منبع: The Ellen Show

You know, you have this swag.

می‌دانید، شما این اعتماد و اعتماد به نفس را دارید.

منبع: Celebrity Cat and Dog Interview

Look at all this free swag.

به همه این هدیه‌های رایگان نگاه کنید.

منبع: 2 Broke Girls Season 2

Oh, I will swag up with that.

اوه، من با آن اعتماد و اعتماد به نفس خواهم داشت.

منبع: Fantasy Football Player

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید