swathes

[ایالات متحده]/swɛɪðz/
[بریتانیا]/swæðz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه‌های پارچه یا مواد مورد استفاده برای پیچیدن
v. پیچیدن یا بستن با یک پارچه

عبارات و ترکیب‌ها

swathes of land

کرانه‌های زمین

swathes of people

کرانه‌های مردم

swathes of color

کرانه‌های رنگ

swathes of forest

کرانه‌های جنگل

swathes of fabric

کرانه‌های پارچه

swathes of data

کرانه‌های داده

swathes of light

کرانه‌های نور

swathes of grass

کرانه‌های چمن

swathes of ice

کرانه‌های یخ

swathes of history

کرانه‌های تاریخ

جملات نمونه

the artist painted swathes of color across the canvas.

هنرمند نوارهای رنگی را روی بوم نقاشی کشید.

swathes of grass covered the hillside.

نوارهای چمن تپه را پوشانده بود.

the report highlighted swathes of data that were overlooked.

گزارش نوارهایی از داده‌هایی را که نادیده گرفته شده بودند، برجسته کرد.

in the fall, swathes of trees turn vibrant colors.

در پاییز، نوارهای درختان به رنگ‌های زنده تبدیل می‌شوند.

swathes of fog rolled in from the ocean.

نوارهای مه از اقیانوس به داخل آمدند.

she wore a dress with swathes of fabric flowing gracefully.

او لباسی با نوارهای پارچه‌ای که به طور ظریف جریان داشت، پوشیده بود.

swathes of the population are affected by the new policy.

نوارهایی از جمعیت تحت تأثیر سیاست جدید قرار دارند.

the landscape was marked by swathes of wildflowers.

مناظر با نوارهای گل‌های وحشی مشخص شده بود.

swathes of ice covered the lake in winter.

نوارهای یخ در زمستان دریاچه را پوشاندند.

they cleared swathes of land for the new development.

آنها برای توسعه جدید، نوارهای زمین را پاکسازی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید