areas

[ایالات متحده]/[ˈeərɪz]/
[بریتانیا]/[ˈerɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناطق یا مناطق زمين؛ يك منطقه يا بخش؛ زمينه‌هاي مطالعه يا فعاليت.
n. (جمع area) شکل جمع area.

عبارات و ترکیب‌ها

areas of expertise

حوزه‌های تخصص

problem areas

مناطقی که مشکل دارند

service areas

مناطق تحت پوشش خدمات

target areas

مناطق هدف

affected areas

مناطقی که تحت تأثیر قرار گرفته‌اند

urban areas

مناطق شهری

rural areas

مناطق روستایی

nearby areas

مناطق نزدیک

new areas

مناطق جدید

these areas

این مناطق

جملات نمونه

the company is expanding into new areas of the market.

شرکت در حال گسترش به مناطق جدید بازار است.

we need to explore different areas of research.

ما باید مناطق مختلف تحقیقاتی را بررسی کنیم.

the coastal areas are particularly vulnerable to rising sea levels.

مناطق ساحلی به ویژه در برابر افزایش سطح دریاها آسیب پذیر هستند.

improvements are needed in several areas of the project.

بهبود در چندین زمینه پروژه مورد نیاز است.

the museum showcases art from various historical areas.

موزه هنری را از مناطق تاریخی مختلف به نمایش می‌گذارد.

they are focusing on underserved areas within the city.

آنها بر روی مناطق محروم در داخل شهر تمرکز می کنند.

the government is investing in rural areas to boost the economy.

دولت در حال سرمایه گذاری در مناطق روستایی برای تقویت اقتصاد است.

the team needs to cover all areas of the problem.

تیم باید تمام جنبه های مشکل را پوشش دهد.

there are many areas for improvement in their performance.

بسیاری از زمینه ها برای بهبود عملکرد آنها وجود دارد.

the new park will cover a large area of the city.

پارک جدید مساحتی بزرگ از شهر را پوشش خواهد داد.

we surveyed several areas to gather data for the report.

ما چندین منطقه را برای جمع آوری داده ها برای گزارش مورد بررسی قرار دادیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید