sweetening

[ایالات متحده]/ˈswiːtənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈswiːtnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شیرین کردن چیزی؛ ماده‌ای که غذا یا نوشیدنی را شیرین می‌کند
v. شیرین کردن چیزی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sweetening deal

معامله شیرین

sweetening agent

عامل شیرین‌کننده

sweetening process

فرآیند شیرین‌سازی

sweetening effect

اثر شیرین‌کنندگی

sweetening sugar

شکر شیرین‌کننده

sweetening solution

راه حل شیرین‌کننده

sweetening food

غذاهای شیرین‌کننده

sweetening flavor

طعم شیرین‌کننده

sweetening mixture

مخلوط شیرین‌کننده

sweetening properties

خواص شیرین‌کنندگی

جملات نمونه

sweetening the deal can lead to better negotiations.

شیرین کردن معامله می‌تواند منجر به مذاکرات بهتر شود.

they are sweetening their coffee with sugar.

آنها قهوه خود را با شکر شیرین می‌کنند.

sweetening the pot may attract more participants.

شیرین کردن شرایط ممکن است شرکت کنندگان بیشتری را جذب کند.

she enjoys sweetening her tea with honey.

او از شیرین کردن چای خود با عسل لذت می‌برد.

sweetening the experience can enhance customer satisfaction.

شیرین کردن تجربه می‌تواند رضایت مشتری را افزایش دهد.

he is sweetening the conversation with compliments.

او با تعریف و تمجید، گفتگو را شیرین می‌کند.

sweetening the recipe can make it more appealing.

شیرین کردن دستور العمل می‌تواند آن را جذاب‌تر کند.

they are sweetening their proposal to gain support.

آنها برای کسب حمایت، پیشنهاد خود را شیرین می‌کنند.

sweetening the offer can persuade hesitant buyers.

شیرین کردن پیشنهاد می‌تواند خریداران مردد را متقاعد کند.

she believes sweetening the atmosphere will improve teamwork.

او معتقد است که شیرین کردن فضا باعث بهبود کار گروهی خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید