swine

[ایالات متحده]/swaɪn/
[بریتانیا]/swaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرد یا افرادی که قابل تحقیر یا نفرت‌آمیز هستند و اغلب با خوک‌ها مقایسه می‌شوند
Word Forms
جمعswines

عبارات و ترکیب‌ها

swine flu

آنفولانزای خوکی

swine fever

تب خوک

african swine fever

تب آفریقایی پیگ

جملات نمونه

mist is a swine in unfamiliar country.

مه مانند خاري در سرزمین ناآشنا است.

what an arrogant, unfeeling swine!.

چه خری مغرور و بی‌احساس!

A swine over fat is the cause of his own bane.

یک خوک چاق و بی‌ارزش، علت سقوط خود است.

Most of swine lung plague is acute disease and pneu monic symptoms and septicaemic symptoms.

اکثر بیماری‌های مربوط به طاعون ریه خوک، یک بیماری حاد بوده و علائم پنومونی و علائم سپتیکمی دارد.

Unfortunately, swine flu's infectiousness and the globalized flow of human travel make for a very dangerous combination.

متاسفانه، واگیرداری آنفولانزای خوکی و جریان جهانی سفر انسان‌ها، ترکیبی بسیار خطرناک را ایجاد می‌کند.

As a rule the swine infested with the lungworms carrying the "masked virus" did not develop swine influenza immediately upon infestation with the lungworm.

به طور کلی، خوک هایی که با کرم های ریه حامل "ویروس پنهان" آلوده شده بودند، بلافاصله پس از آلودگی با کرم ریه دچار آنفولانزای خوک نشدند.

An ubiquitous virus, encephalomyocarditis, has been demonstrated upon occasion to affect swine .

یک ویروس فراگیر، آنسفالومیوکاردیت، در موارد خاص نشان داده شده است که بر خوک تأثیر می‌گذارد.

Haemophilus parasuis is a causative agent of swine polyserositis, polyarthritis and meningitis.

هموفیلوس پاراسوئیس یک عامل ایجاد کننده پولی‌سروزیت، پلی‌آرتریت و مننژیت در خوک‌ها است.

نمونه‌های واقعی

Can't you hear me speaking to you, you black swine!

میتونید صدای من رو بشنوید، شما خوک سیاه!

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

My father was a great man. - Your father was a swine.

پدر من مرد بزرگی بود. - پدر شما خوک بود.

منبع: Films

Everyone will think you a perfect swine. Let them.

همه شما را یک خوک کامل خواهند دانست. اجازه دهید.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

" I hate that red-faced swine, " Macomber said. " I loathe the sight of him."

" من از آن خوک با صورت سرخ متنفتم، " مکامبر گفت. " من از دیدنش بیزارم."

منبع: Selected Short Stories of Hemingway

All had positive results from the African swine fever.

همه نتایج مثبتی از تب خوک آفریقایی داشتند.

منبع: CCTV Observations

I said get off the bench, you swine!

گفتم از روی نیمکت پایین بیایید، ای خوک!

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

That the swine could go to hell.

اینکه آن خوک به جهنم برود.

منبع: A man named Ove decides to die.

Hungrily they gathered round, pushing and scrambling like swine about the trough.

با گرسنگی دور هم جمع شدند و مانند خوک ها در اطراف سینی به هم فشار می دادند و دست و پا می زدند.

منبع: Brave New World

You may see the word " swine" in old sayings, stories and readings.

شما ممکن است کلمه " خوک" را در ضرب المثل ها، داستان ها و خواندین های قدیمی ببینید.

منبع: VOA Special June 2023 Collection

In 2009 the outbreak of swine flu presented workers with a similar decision.

در سال 2009، شیوع آنفولانزای خوکی، تصمیم مشابهی را در اختیار کارگران قرار داد.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید