swore

[ایالات متحده]/swɔː/
[بریتانیا]/swɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل سوگند خوردن
adj. سوگند خورده؛ تسلیم نشدنی

عبارات و ترکیب‌ها

swore an oath

سوگند خورد

swore to tell

سوگند خورد که بگوید

swore revenge

سوگند انتقام خورد

swore off drinking

سوگند خورد که دیگر نمی‌نوشد

swore allegiance

سوگند وفاداری خورد

swore eternal love

سوگند عشق ابدی خورد

swore to protect

سوگند خورد که محافظت کند

swore in court

در دادگاه سوگند خورد

swore secrecy

سوگند رازداری خورد

swore to uphold

سوگند خورد که حفظ کند

جملات نمونه

he swore to tell the truth.

او قسم خورد که حقیقت را بگوید.

she swore allegiance to the king.

او به وفاداری به پادشاه قسم خورد.

they swore to protect their country.

آنها قسم خوردند که از کشورشان محافظت کنند.

he swore he would never lie again.

او قسم خورد که دیگر دروغ نخواهد گفت.

she swore under oath in court.

او در دادگاه با سوگند قسم خورد.

he swore he saw a ghost.

او قسم خورد که شبحی دیده است.

they swore to finish the project on time.

آنها قسم خوردند که پروژه را به موقع تمام کنند.

she swore it was the best decision.

او قسم خورد که بهترین تصمیم بوده است.

he swore he would help her.

او قسم خورد که به او کمک خواهد کرد.

they swore revenge for their fallen comrades.

آنها برای انتقام از رفقای افتاده خود قسم خوردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید