syllabic

[ایالات متحده]/sɪ'læbɪk/
[بریتانیا]/sɪ'læbɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل یا مربوط به هجاء
n. صدای اصلی یک هجاء.

عبارات و ترکیب‌ها

syllabic structure

ساختار هجایی

syllabic pattern

الگوی هجایی

جملات نمونه

The Chinese language is syllabic in nature.

زبان چینی ذاتاً آهنگ‌دار است.

Japanese is known for its syllabic writing system.

زبان ژاپنی به خاطر سیستم نوشتاری آهنگ‌دارش شناخته شده است.

In linguistics, a syllabic consonant is a consonant that forms the nucleus of a syllable.

در علم زبان‌شناسی، یک صامت آهنگ‌دار صامتی است که هسته یک سیلاب را تشکیل می‌دهد.

The word 'banana' has three syllabic units.

کلمه 'موز' دارای سه واحد آهنگ‌دار است.

She has a good grasp of syllabic structure in poetry.

او درک خوبی از ساختار آهنگ‌دار در شعر دارد.

English is not a purely syllabic language.

انگلیسی یک زبان کاملاً آهنگ‌دار نیست.

The singer's voice has a beautiful syllabic quality.

صدای خواننده دارای کیفیتی آهنگ‌دار و زیبا است.

The syllabic stress in the word 'elephant' falls on the first syllable.

تاکید آهنگ‌دار در کلمه 'فیل' بر روی اولین هجا می‌افتد.

Learning the syllabic patterns of a language can help improve pronunciation.

یادگیری الگوهای آهنگ‌دار یک زبان می‌تواند به بهبود تلفظ کمک کند.

The poem's structure is characterized by its use of syllabic meter.

ساختار شعر با استفاده از وزن آهنگ‌دار مشخص می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید