symmetrically

[ایالات متحده]/sə'metrikli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شکلی متعادل و هماهنگ، با تقارن.

جملات نمونه

Dependance of green absorption coefficients on growth atmosphere and source rod concentration has been symmetrically investigated.

وابستگی ضرایب جذب سبز به جو رشد و غلظت میله منبع به طور متقارن بررسی شده است.

Prurigo nodularis (PN) is a chronic pruritic dermatosis of unknown etiology, characterized by firm, symmetrically localized hyperkeratotic pruritic papules and nodules.

Prurigo nodularis (PN) یک درماتوز خارش‌دار مزمن با علت نامشخص است که با پاپول‌ها و ندول‌های هایپرکراتوتیک خارش‌دار، محکم و به صورت متقارن موضعی مشخص می‌شود.

The building was symmetrically designed with identical wings on each side.

ساختمان به صورت متقارن با بال‌های یکسان در هر دو طرف طراحی شده بود.

Her hair was styled symmetrically with a perfect center parting.

موهای او به صورت متقارن با یک قسمت وسط عالی مدل شده بود.

The artist painted the mural symmetrically, ensuring both sides were balanced.

هنرمند نقاشی دیواری را به صورت متقارن نقاشی کرد و اطمینان حاصل کرد که هر دو طرف متعادل هستند.

She placed the candles symmetrically along the table for a beautiful centerpiece.

او شمع‌ها را به صورت متقارن در طول میز قرار داد تا یک مرکز توجه زیبا ایجاد کند.

The garden was landscaped symmetrically, with matching plants on either side of the path.

باغ به صورت متقارن طراحی شده بود، با گیاهان مشابه در هر دو طرف مسیر.

The butterfly's wings were colored symmetrically, creating a stunning pattern.

بال‌های پروانه به صورت متقارن رنگ شده بودند و یک الگوی خیره‌کننده ایجاد می‌کردند.

The room was decorated symmetrically, with identical furniture on each side.

اتاق به صورت متقارن تزئین شده بود، با مبلمان یکسان در هر دو طرف.

The dancers moved symmetrically across the stage, mirroring each other's movements.

رقص‌كنان به صورت متقارن در سراسر صحنه حرکت کردند و حرکات یکدیگر را تقلید کردند.

The pattern on the wallpaper repeated symmetrically, creating a sense of harmony.

الگوی روی کاغذ دیواری به صورت متقارن تکرار شد و حسی از هماهنگی ایجاد کرد.

The bridge was designed symmetrically, with arches on both sides meeting in the middle.

پل به صورت متقارن طراحی شده بود، با قوس‌هایی در هر دو طرف که در وسط به هم می‌رسیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید