uniformly distributed
به طور یکنواخت توزیع شده
uniformly heated
به طور یکنواخت گرم شده
uniformly mixed
به طور یکنواخت مخلوط شده
uniformly distributed load
بار توزیع شده به طور یکنواخت
The sky was uniformly gray.
آسمان به طور یکنواخت خاکستری بود.
The once-green fields were now uniformly brown.
زمینهای زمانی سبز اکنون به طور یکنواخت قهوهای بودند.
The performances and recordings are uniformly excellent.
اجراها و ضبطها به طور یکنواخت عالی هستند.
the area of the surface increases uniformly by intussusception.
مساحت سطح به طور یکنواخت با ورچسبگذاری افزایش مییابد.
Apply approx. 200 ml (6,8 fl.oz) of this licker emulsion per leather item uniformly with a spraygun.
تقریباً 200 میلی لیتر (6.8 فنجان سیویید) از این امولسیون لایکر را به طور یکنواخت با استفاده از تفنگ اسپری روی هر قطعه چرم اعمال کنید.
The doser whose structure is simple and easy to manage can complete a course of feeding continuously,automatically,uniformly and quantitatively.
دوزر با ساختاری ساده و آسان برای مدیریت میتواند یک دوره تغذیه را به طور مداوم، خودکار، یکنواخت و کمی به طور کمی تکمیل کند.
a unit of luminous flux equal to the amount of light given out through a solid angle of 1 steradian by a point source of 1 candela intensity radiating uniformly in all directions.
واحد شار نورانی برابر با مقدار نوری است که از طریق زاویه فضایی 1 استرادیان توسط منبع نقطه ای با شدت 1 کندلا که به طور یکنواخت در همه جهات تابش می کند.
These superior quality Sensors which are used in Heart Monitoring and Bioinstrumentation Electrodes feature a non flaking coating that is uniformly distributed over the molded plastic substrate.
این سنسورهای با کیفیت برتر که در الکترودهای نظارت قلب و ابزار زیست پزشکی استفاده می شوند دارای پوششی غیر پوسته پوسته هستند که به طور یکنواخت روی زیرلایه پلاستیکی قالب ریزی شده پخش شده است.
uniformly distributed
به طور یکنواخت توزیع شده
uniformly heated
به طور یکنواخت گرم شده
uniformly mixed
به طور یکنواخت مخلوط شده
uniformly distributed load
بار توزیع شده به طور یکنواخت
The sky was uniformly gray.
آسمان به طور یکنواخت خاکستری بود.
The once-green fields were now uniformly brown.
زمینهای زمانی سبز اکنون به طور یکنواخت قهوهای بودند.
The performances and recordings are uniformly excellent.
اجراها و ضبطها به طور یکنواخت عالی هستند.
the area of the surface increases uniformly by intussusception.
مساحت سطح به طور یکنواخت با ورچسبگذاری افزایش مییابد.
Apply approx. 200 ml (6,8 fl.oz) of this licker emulsion per leather item uniformly with a spraygun.
تقریباً 200 میلی لیتر (6.8 فنجان سیویید) از این امولسیون لایکر را به طور یکنواخت با استفاده از تفنگ اسپری روی هر قطعه چرم اعمال کنید.
The doser whose structure is simple and easy to manage can complete a course of feeding continuously,automatically,uniformly and quantitatively.
دوزر با ساختاری ساده و آسان برای مدیریت میتواند یک دوره تغذیه را به طور مداوم، خودکار، یکنواخت و کمی به طور کمی تکمیل کند.
a unit of luminous flux equal to the amount of light given out through a solid angle of 1 steradian by a point source of 1 candela intensity radiating uniformly in all directions.
واحد شار نورانی برابر با مقدار نوری است که از طریق زاویه فضایی 1 استرادیان توسط منبع نقطه ای با شدت 1 کندلا که به طور یکنواخت در همه جهات تابش می کند.
These superior quality Sensors which are used in Heart Monitoring and Bioinstrumentation Electrodes feature a non flaking coating that is uniformly distributed over the molded plastic substrate.
این سنسورهای با کیفیت برتر که در الکترودهای نظارت قلب و ابزار زیست پزشکی استفاده می شوند دارای پوششی غیر پوسته پوسته هستند که به طور یکنواخت روی زیرلایه پلاستیکی قالب ریزی شده پخش شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید